فهرست کتاب


موعود شناسی و پاسخ به شبهات

علی اصغر رضوانی‏

81 : چرا بخاری و مسلم احادیث مهدویت را در صحاح خود ذکر نکرده اند؟

از جمله اشکالات برخی بر قضیه مهدویت از سوی اهل سنت آن است که بخاری و مسلم اشاره ای به احادیث مهدویت نکرده و آنها را در صحیح خود نقل نکرده اند و این به نوبه خود می تواند سبب وهن و ضعف این احادیث باشد.
احمد امین مصری می گوید: از افتخارات صحیح بخاری و مسلم آن است که این گونه احادیث در آن دو وارد نشده است گر چه در غیر این دو کتاب از کتاب های حدیث وارد شده است.(151)
همین اشکال از ناحیه اشخاصی دیگر از متفکرین غرب زده اهل سنت از قبیل شیخ محمد ابوزهره(152)، سعد محمد حسن(153)، حسین سائح لیبیایی مغربی(154)، سید محمد رشید رضا(155) و شیخ بن محمود(156) وارد شده است.
پاسخ : این اشکال مورد توجه اهل سنت واقع شده و شدیدا با آن به مقابله پرداخته اند.
دکتر بستوی می گوید: اینان گمان می کنند که بخاری و مسلم احادیث مهدویت را به جهت ضعف در اسنادشان نقل نکرده اند. این گمانی باطل است، زیرا این دو به تمام احادیث صحیح احاطه نداشته و هرگز چنین ادعایی نکرده اند.(157)
بخاری می گوید: آنچه را که در کتاب خود الجامع الصحیح آورده ام صحیح است ولی چه بسیار احادیث صحیح السندی که به جهت طولانی شدن کتابم نقل نکرده ام.(158)
مسلم به حجاج قشیری می گوید: من تمام احادیث صحیح نزد خود را در این کتاب صحیح نیاورده ام، بلکه در صدد آن بوده ام که تنها احادیثی را ذکر کنم که اجماعی است.(159)
حاکم نیشابوری می گوید: بخاری و مسلم حکم به عدم صحت احادیثی که در دو کتابشان نیامده نکرده اند.(160)
ابن قیم جوزیه می گوید: آیا بخاری گفته است که هر حدیثی را من در کتابم نیاورده ام باطل و غیر حجت و ضعیف است؟ چه بسیار احادیثی که بخاری به آنها در غیر کتاب الجامع الصحیح احتجاج نموده ولی در این کتاب نیاورده است. و چه بسیار احادیثی که در غیر این کتاب تصحیح نموده ولی در این کتاب نیاورده است.(161)
عبدالمحسن بن حمد العباد می گوید: حدیث صحیح همان گونه که در صحیحین موجود است در غیر این دو از کتاب های حدیثی نیز وجود دارد، مثل: موطأ، صحیح ابن خزیمه، صحیح ابن حبان، مستدرک حاکم، جامع ترمذی، سنن ابی داوود، سنن نسائی، سنن ابن ماجه، سنن دار قطنی، سنن بیهقی و دیگر کتب، و این امری در نهایت وضوح و آشکار است.(162)
دیگر اینکه چه کسی ادعا کرده که بخاری و مسلم توجهی به احادیث مهدویت به طور عموم نداشته اند؟ این حرف باطل است؛ زیرا این دو به برخی از احادیث مربوط به خروج مهدی علیه السلام اشاره کرده اند. از قبیل:
الف.) احادیث خروج دجال
بخاری و خصوصا مسلم احادیث زیادی را در باب خروج دجال از طرق مختلف نقل کرده اند.(163)
ابن حجر عسقلانی با نقل کلامی از آبری در تواتر احادیث مهدی علیه السلام قصه دجال را به خروج حضرت مهدی علیه السلام ربط می دهد.(164)
ب) احادیث نزول عیسی بن مریم
بخاری به سند خود از ابو هریره نقل کرده که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: کیف انتم اذا نزل ابن مریم فیکم و امامکم منکم(165)؛ شما را چه خواهد شد زمانی که فرزند مریم در میان شما فرود خواهد آمد در حالی که امام شما از میان شماست.
مسلم نیز همین مضمون را نقل کرده است.(166)
مقصود از امام در این روایات کسی جز مهدی علیه السلام نخواهد بود، و لذا شارحین صحیح بخاری همگی متفق القول امام در این روایت را حضرت مهدی علیه السلام معرفی کرده اند.
ج) احادیث بخشش مال
مسلم به سند خود از جابر بن عبدالله انصاری نقل کرده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: یکون فی آخر امتی خلیفة یحثی المال حثیا لا یعده عددا(167)؛ در پایان امتم خلیفه ای خواهد بود که مال فراوان می دهد بدون آنکه شماره کند
با رجوع به روایات دیگر پی خواهیم برد که مقصود از این خلیفه همان حضرت مهدی علیه السلام است.
ابن ابی شیبه به سندش از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: یخرج رجل من اهل بیتی عند انقطاع من الزمان و ظهور من الفتن یکون عطاؤه حثیا(168)؛ مردی از اهل بیتم بعد از وقفه ای از زمان و ظهور فتنه ها خروج خواهد کرد که عطای او ریزان است.
د) احادیث خسف بیداء
مسلم در صحیح به سند خود از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: یعوذ عائذ بالبیت فیبعث الیه بعث فاذا کانوا ببیداء من الارض خسف بهم(169)؛ شخصی به خانه پناه می برد، لشکری به سوی او فرستاده می شود، آن لشکر به سرزمین بیداء که می رسد در آنجا به زمین فرو می رود.
با مراجعه به سایر روایات پیر می بریم که فرو رفتن زمین بیداء از علائم ظهور حضرت مهدی علیه السلام است.(170)

82 : آیا احادیث مهدویت متعارض است؟

سید رشید رضا و استاد سائح مغربی به جهت تشکیک و تضعیف احادیث مهدویت ادعای تعارض آن احادیث را نموده اند.
سید رشید رضا می گوید: تعارض در احادیث مهدی اقوی و اظهر و جمع بین آنها دشوارتر است آن گاه از باب مثال به اختلاف در اسم او و اینکه حسنی است یا حسینی، عباسی است یا علوی و دیگر جهات شاره می کند.(171)
پاسخ :
اولا: اختلاف، مقتضای طبیعت تفصیل قضایای ثابت است، لذا استدلال به اختلاف تفاصیل یک قضیه بر عدم ثبوت آن، مغالطه ای بیش نیست، و در غیر این صورت نمی توان هیچ مساله اعتقادی را اثبات نمود، زیرا تمام مسائل، مورد اختلاف واقع شده اند.
ثانیا: در هر یک از مسائل مورد اختلاف، قول حق به اثبات رسیده است، و لذا در هیچ مسأله ای تردید وجود ندارد.

83 : آیا احادیث مهدویت تنها از طرق شیعه بوده و در سند همه آنها شیعه وجود دارد؟

برخی از اهل سنت گمان کرده اند که احادیث مهدویت تماما از جعل شیعه بوده یا لااقل در سندهای آن، کسانی وجود دارند که متهم به تشیعند، و لذا مورد قبول آنها واقع نشده است.
دکتر بستوی بعد از نقل این اشکال در پاسخ به آن می گوید: معیار در قبول روایت راوی عدالت و ضابط بودن اوست با قطع نظر از اینکه عقیده او چیست، مگر آنکه از اسلام خارج شده باشد. این روش بسیاری از علمای قدیم و جدید است. آن گاه از علی بن مدینی نقل می کند که اگر روایات اهل کوفه به جهت تشیع ترک شود کتاب ها ضایع شده و مذهب از هم خواهد پاشید.(172)
او همچنین می گوید: در عین حال مدار در روایات مهدی بر کسانی که منسوب به تشیعند نیست. یعنی چه بسیار از کسانی که هیچ نسبت به تشیع ندارند ولی در عین حال این احادیث را نقل کرده اند. او در آخر بحث خود می گوید: تا به اینجا به دست آمد که بیشتر روایات ثابت در امر مهدی در سندهایش فرد شیعی وجود ندارد، و روایاتی که این چنین است غالبا شواهدی از طرق دیگر دارد، لذا شبهه از این جهت زایل می گردد.(173)