فهرست کتاب


موعود شناسی و پاسخ به شبهات

علی اصغر رضوانی‏

80 : آیا کسی از علمای اهل سنت منکر احادیث مهدویت شده است؟

برخی از علمای اهل سنت در صدد انکار و توجیح روایات مهدویت برآمده تا این موضوع مهم را در جامعه لوث کنند که از آن جمله می توان از افراد زیر نام برد:
1- ابن خلدون؛ او گر چه موضوع مهدویت را مشهور بین کافه اهل اسلام در گذر زمان می داند ولی با تمسک به قاعده جرح، مقدم بر تعدیل است(139) در صدد ابطال روایات مهدویت برآمده است.(140)
2- محمد ابوزهره؛ او نیز خط ابن خلدون را ادامه داده و می گوید: علمای اهل سنت در سندهای این احادیث خدشه کرده اند و لذا این عقیده را نزد اهل سنت ثابت نمی داند.(141)
3- سعد محمد حسن از شیوخ ازهر؛ او نیز به دنبال نقادین احادیث مهدویت رفته و حرف های آنها را تکرار می کند.(142)
4- محمد فرید وجدی؛ او می گوید: بسیاری از امامان حدیث، احادیث مهدویت را تضعیف نموده اند....(143)
5- احمد امین مصری؛ او نیز به کلام ابن خلدون رضایت داده است.(144)
6- شیخ جبهان؛ او نیز از جمله کسانی است که گمان کرده احادیث مهدویت همگی باطل است.(145)
7- شیخ سائح لیبیایی؛ او نیز از جمله کسانی است که احادیث مهدویت را نقد کرده است.(146)
پاسخ اجمالی:
از آنجا که تکیه گاه کلام عموم مخالفین احادیث مهدویت، ابن خلدون است لذا در نقد کلمات آنها به ردّ کلام ابن خلدون به صورت اجمالی بسنده می کنیم:
1- ابن خلدون هنگام نقد احادیث مهدویت تنها به برخی از روایات می پردازد در حالی که روایات دیگری وجود دارد که از صحت سند برخوردار است. لذا دکتر بستوی 46 روایت را با سند صحیح یا حسن در زمینه مهدویت در کتاب خود آورده است.(147)
2- او تنها اسامی برخی از صحابه را نقل کرده که احادیث مهدویت را نقل کرده اند در حالی که بیش از اینهاست، و لذا شیخ عبدالمحسن بن حمد العباد اسامی 26 نفر از صحابه را که ناقل احادیث مهدویتند نقل کرده است.(148)
3- همو می گوید: ابن خلدون شخصی مورخ است نه رجالی و لذا به تضعیفات او توجهی نمی شود....(149)
4- اینکه ابن خلدون جرح را مقدم بر تعدیل می داند نزد اهل سنت عمومیت ندارد؛ زیرا عوامل جرح نزد آنان مختلف است. برخی با کوچک ترین جهت راوی را جرح می کنند لذا متخصصان فن شرط کرده اند که علت جرح باید تفسیر شود که به چه جهتی بوده است. از جمله کسانی که این قاعده را قبول ندارند ابن حجر عسقلانی، قاضی سبکی، خطیب بغدادی، نووی، سخاوی، سیوطی و سندی است.
دکتر عبدالحکیم بستوی می گوید: حتی در صورتی که جرح در راوی به اثبات برسد هر جرحی روایت را از اعتبار ساقط نمی کند بلکه برخی از جرح ها است که شدید بوده و مستلزم ترک روایت است. و برخی تا این حد نیست، بلکه راوی متصف به جرح با غیر خود از کسانی که دارای اعتبارند تقویت شده و روایتش قابل احتجاج است.(150)
5- ابن خلدون احادیث را احصا نکرده و نمی داند که از حد تواتر گذشته است و لذا احتیاج به بررسی سندی ندارد.

81 : چرا بخاری و مسلم احادیث مهدویت را در صحاح خود ذکر نکرده اند؟

از جمله اشکالات برخی بر قضیه مهدویت از سوی اهل سنت آن است که بخاری و مسلم اشاره ای به احادیث مهدویت نکرده و آنها را در صحیح خود نقل نکرده اند و این به نوبه خود می تواند سبب وهن و ضعف این احادیث باشد.
احمد امین مصری می گوید: از افتخارات صحیح بخاری و مسلم آن است که این گونه احادیث در آن دو وارد نشده است گر چه در غیر این دو کتاب از کتاب های حدیث وارد شده است.(151)
همین اشکال از ناحیه اشخاصی دیگر از متفکرین غرب زده اهل سنت از قبیل شیخ محمد ابوزهره(152)، سعد محمد حسن(153)، حسین سائح لیبیایی مغربی(154)، سید محمد رشید رضا(155) و شیخ بن محمود(156) وارد شده است.
پاسخ : این اشکال مورد توجه اهل سنت واقع شده و شدیدا با آن به مقابله پرداخته اند.
دکتر بستوی می گوید: اینان گمان می کنند که بخاری و مسلم احادیث مهدویت را به جهت ضعف در اسنادشان نقل نکرده اند. این گمانی باطل است، زیرا این دو به تمام احادیث صحیح احاطه نداشته و هرگز چنین ادعایی نکرده اند.(157)
بخاری می گوید: آنچه را که در کتاب خود الجامع الصحیح آورده ام صحیح است ولی چه بسیار احادیث صحیح السندی که به جهت طولانی شدن کتابم نقل نکرده ام.(158)
مسلم به حجاج قشیری می گوید: من تمام احادیث صحیح نزد خود را در این کتاب صحیح نیاورده ام، بلکه در صدد آن بوده ام که تنها احادیثی را ذکر کنم که اجماعی است.(159)
حاکم نیشابوری می گوید: بخاری و مسلم حکم به عدم صحت احادیثی که در دو کتابشان نیامده نکرده اند.(160)
ابن قیم جوزیه می گوید: آیا بخاری گفته است که هر حدیثی را من در کتابم نیاورده ام باطل و غیر حجت و ضعیف است؟ چه بسیار احادیثی که بخاری به آنها در غیر کتاب الجامع الصحیح احتجاج نموده ولی در این کتاب نیاورده است. و چه بسیار احادیثی که در غیر این کتاب تصحیح نموده ولی در این کتاب نیاورده است.(161)
عبدالمحسن بن حمد العباد می گوید: حدیث صحیح همان گونه که در صحیحین موجود است در غیر این دو از کتاب های حدیثی نیز وجود دارد، مثل: موطأ، صحیح ابن خزیمه، صحیح ابن حبان، مستدرک حاکم، جامع ترمذی، سنن ابی داوود، سنن نسائی، سنن ابن ماجه، سنن دار قطنی، سنن بیهقی و دیگر کتب، و این امری در نهایت وضوح و آشکار است.(162)
دیگر اینکه چه کسی ادعا کرده که بخاری و مسلم توجهی به احادیث مهدویت به طور عموم نداشته اند؟ این حرف باطل است؛ زیرا این دو به برخی از احادیث مربوط به خروج مهدی علیه السلام اشاره کرده اند. از قبیل:
الف.) احادیث خروج دجال
بخاری و خصوصا مسلم احادیث زیادی را در باب خروج دجال از طرق مختلف نقل کرده اند.(163)
ابن حجر عسقلانی با نقل کلامی از آبری در تواتر احادیث مهدی علیه السلام قصه دجال را به خروج حضرت مهدی علیه السلام ربط می دهد.(164)
ب) احادیث نزول عیسی بن مریم
بخاری به سند خود از ابو هریره نقل کرده که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: کیف انتم اذا نزل ابن مریم فیکم و امامکم منکم(165)؛ شما را چه خواهد شد زمانی که فرزند مریم در میان شما فرود خواهد آمد در حالی که امام شما از میان شماست.
مسلم نیز همین مضمون را نقل کرده است.(166)
مقصود از امام در این روایات کسی جز مهدی علیه السلام نخواهد بود، و لذا شارحین صحیح بخاری همگی متفق القول امام در این روایت را حضرت مهدی علیه السلام معرفی کرده اند.
ج) احادیث بخشش مال
مسلم به سند خود از جابر بن عبدالله انصاری نقل کرده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: یکون فی آخر امتی خلیفة یحثی المال حثیا لا یعده عددا(167)؛ در پایان امتم خلیفه ای خواهد بود که مال فراوان می دهد بدون آنکه شماره کند
با رجوع به روایات دیگر پی خواهیم برد که مقصود از این خلیفه همان حضرت مهدی علیه السلام است.
ابن ابی شیبه به سندش از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: یخرج رجل من اهل بیتی عند انقطاع من الزمان و ظهور من الفتن یکون عطاؤه حثیا(168)؛ مردی از اهل بیتم بعد از وقفه ای از زمان و ظهور فتنه ها خروج خواهد کرد که عطای او ریزان است.
د) احادیث خسف بیداء
مسلم در صحیح به سند خود از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: یعوذ عائذ بالبیت فیبعث الیه بعث فاذا کانوا ببیداء من الارض خسف بهم(169)؛ شخصی به خانه پناه می برد، لشکری به سوی او فرستاده می شود، آن لشکر به سرزمین بیداء که می رسد در آنجا به زمین فرو می رود.
با مراجعه به سایر روایات پیر می بریم که فرو رفتن زمین بیداء از علائم ظهور حضرت مهدی علیه السلام است.(170)

82 : آیا احادیث مهدویت متعارض است؟

سید رشید رضا و استاد سائح مغربی به جهت تشکیک و تضعیف احادیث مهدویت ادعای تعارض آن احادیث را نموده اند.
سید رشید رضا می گوید: تعارض در احادیث مهدی اقوی و اظهر و جمع بین آنها دشوارتر است آن گاه از باب مثال به اختلاف در اسم او و اینکه حسنی است یا حسینی، عباسی است یا علوی و دیگر جهات شاره می کند.(171)
پاسخ :
اولا: اختلاف، مقتضای طبیعت تفصیل قضایای ثابت است، لذا استدلال به اختلاف تفاصیل یک قضیه بر عدم ثبوت آن، مغالطه ای بیش نیست، و در غیر این صورت نمی توان هیچ مساله اعتقادی را اثبات نمود، زیرا تمام مسائل، مورد اختلاف واقع شده اند.
ثانیا: در هر یک از مسائل مورد اختلاف، قول حق به اثبات رسیده است، و لذا در هیچ مسأله ای تردید وجود ندارد.