فهرست کتاب


موعود شناسی و پاسخ به شبهات

علی اصغر رضوانی‏

53 : مقصود از انتظار مسیحا چیست؟

یهودیان در سراسر تاریخ محنت بار خود هر گونه خواری و شکنجه را به این امید بر خود هموار کرده اند که روزی مسیحا بیاید و آنان را از گرداب ذلت و درد رنج رهانده فرمانروای جهان گرداند. هم اکنون صهیونیست های اشغالگر فلسطین، علاوه بر دعاهای مسیحایی مرسوم در پایان مراسم سالگرد بنیان گذاری رژیم اسرائیل غاصب (پنجم ماه ایّار عبری) پس از دمیدن در شیپور عبادت، این گونه دعا می کنند: اراده خداوند، خدای ما چنین باد که به لطف او شاهد سپیده دم آزادی باشیم و نفخ صور مسیحا گوش ما را نوازش دهد .(62)
بسیار طبیعی است که قوم بنی اسرائیل با گذشته تیره و تار خود در انتظار آینده بهتری باشد. به همین علت که حضرت موسی علیه السلام به عنوان یک منجی میان ایشان برخاست آنان در پذیرفتن او درنگ نکردند. این آرمان در دوران ابتلا پا گرفت و هرگز از ایشان جدا نشد و تنها با انتخاب داوود به پادشاهی بود که آرزوی قوم برای قیام یک منجی کاملا برآورده شد. داوود نمونه یک پادشاه یهودی و الگوی جاودانی شخص مسیحا گردید. و در واقع برخی از انبیا و حکیمان هم او را مسیحا می دانستند.(63)
عصر داوود و سلیمان را می توان دوران شکوفا شدن آرمان مسیحایی در اذهان قوم یهود دانست. امید مسیحایی با دو نیم شدن حکومت بنی اسرائیل پس از حضرت سلیمان جدی تر شد.
انبیا نه تنها آتش شوق را در دل ها روشن نگه می داشتند بلکه به توسعه دادن مفهوم مسیحا و دوران مسیحایی می پرداختند. آنان معتقد بودند که شخص مسیحا که خدا به وسیله او جهان را مبارک خواهد ساخت، در اذهان بیشتر انبیا حاضر بود.
اندیشه مسیحایی در پیشگویی های إشَعیا به طور وضوح آمده است. مسیحای آرامش آفرین و تسلی بخش قوم یهود در یکی از پیشگویی های او تصویر شده است او حکومت آرمانی عادلانه ای را پی می افکند که در آن زمان جهان از معرفت خداوند پر خواهد شد مثل آب هایی که دریا را می پوشاند و آن، پس از گسترش دین بنی اسرائیل در سراسر گیتی است که همچون پرچم قوم ها بر پا خواهد شد و امت ها آن را خواهند طلبید.(64)
و نیز می خوانیم: و در ایام آخر واقع خواهد شد که کوه خانه خداوند بر قله کوه ها ثابت خواهد شد و فوق تل ها برافراشته خواهد گردید و جمیع امت ها به سوی آن روان خواهند شد....(65)
برخی از پیشگویی های صفنیا حتی از پیشگویی های اشعیا جهان شمول ترند از دید او عصر مسیحایی زمان اصلاح کلی جهان است؛ زیرا که در آن زمان، زبان پاک به امت ها خواهد داد تا جمیع ایشان اسم یَهوَه را بخوانند و به یک دل او را عبادت کنند. تصور تَلمود پیرامون شخص مسیحا به قرار زیر است: یک انسان که نهالی از خاندان سلطنتی داوود است و قداست او تنها به سبب موهبت های طبیعی وی خواهد بود. امت های مشرک به دست او نابود خواهند گشت و بنی اسرائیل قوت خواهد گرفت.(66)

54 : مقصود از روایات مطلق در باب انتظار فرج چیست؟

در برخی از روایات که از طرق شیعه و اهل سنت رسیده به صورت مطلق به انتظار فرج اشاره شده است بدون آنکه مقید به فرج حضرت مهدی علیه السلام در آن شده باشد. در حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله می خوانیم: أفضل العبادة انتظار الفرج (67)؛ برترین عبادت، انتظار فرج است.
و نیز از آن حضرت می خوانیم: انتظار الفرج عبادة(68)؛ انتظار فرج عبادت است.
و همچنین در روایت دیگری از آن حضرت می خوانیم: أفضل اعمال امتی انتظار فرج الله عزوجل(69)؛ افضل اعمال امت من انتظار فرج خداوند عزوجل است.
شیخ صدوق به سندش از امام رضا علیه السلام نقل می کند که فرمود: ما احسن الصبر و انتظار الفرج اما سمعت قول الله عزوجل:
وارتقبوا أنی معکم رقیب(70)، فانتظروا انی معکم من المنتظرین(71) فعلیکم بالصبر فانه انما یجی ء الفرج علی الیاس، فقد کان الذین من قبلکم اصبر منکم(72)؛ چقدر نیکوست صبر و انتظار فرج، آیا نشنیده ای گفتار خداوند عزوجل را که فرمود: (شما انتظار بکشید من هم در انتظارم) و (پس شما منتظر باشید من هم با شما انتظار می کشم) پس بر شما باد به صبر؛ زیرا فرج بعد از یاس و ناامیدی است. به راستی کسانی که قبل از شما زندگی می کردند از شما صبورتر بودند.
مرحوم مجلسی از امام صادق علیه السلام نقل می کند که فرمود: من دین الائمة الورع و العفة و الصلاح... و انتظار الفرج بالصبر(73)؛ از دین ائمه پرهیزکاری، عفت، رستگاری... و انتظار فرج به صبر است.
ترمذی نیز به سندش از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: ...و افضل العبادة انتظار الفرج(74)؛ ...و برترین عبادت انتظار فرج است.
در ظاهر مراد از انتظار فرج همان انتظار فرج حضرت مهدی علیه السلام است که در این روایات متعلق آن یعنی حضرت مهدی علیه السلام به جهت وضوح بیان نشده است؟ چون در احادیث فریقین آن حضرت به عنوان نجات دهنده مردم از ظلم و بی عدالتی معرفی شده است.
شیخ صدوق رحمة الله علیه به سندش از امام صادق علیه السلام نقل می کند که فرمود: طوبی لشیعة قائمنا المنتظرین لظهوره فی غیبته(75)؛ خوشا به حال شیعیان قائم ما کسانی که منتظر ظهور او در عصر غیبت اویند.
این معنا برای روایات مطلق با نظر اهل سنت نیز موافقت دارد؛ زیرا آنان گر چه عموما به ولادت مهدی موعود علیه السلام اعتقادی ندارند ولی او را منجی بشریت از ظلم و بی عدالتی می دانند که باید مستضعفین انتظار او را بکشند.
و نیز از جمله قرائنی که می تواند مصداق احادیث مطلق را مشخص کرده و بر حضرت مهدی علیه السلام و قیام او تطبیق دهند مسأله لزوم تناسب بین حکم و موضوع است؛ زیرا انتظار فرجی که تا این حد مهم برشمرده شده و تا این حد مورد تاکید واقع شده است به طور حتم همان انتظار روز موعود است از آن جهت که در آن روز وعده الهی به نصرت مظلومین در سرتاسر عالم تحقق می یابد و حکومت عدل توحیدی در روی کره زمین گسترش خواهد یافت. انتظار با آن آثار و برکاتی که دارد تنها در انتظار چنین فرجی قابل پیاده شدن است و نیز چنین انتظار است که می تواند از اساس دین شمرده شود، نه انتظار رفع هر گرفتاری ولو جزئی و با هر سبب باشد.

55 : چه امتیازی در انتظار منجی موجود است؟

اهل سنت گر چه اصل انتظار فرج مهدی علیه السلام را قبول دارند ولی اعتقاد به ولادت او ندارند ولی شیعه امامیه و برخی دیگر از مذاهب اسلامی و غیر اسلامی به انتظار ظهور شخصی به عنوان منجی نشسته اند که او موجود است و ناظر اعمال و رفتار و گرفتارهای مسلمانان است. این نوع انتظار به طور قطع و حتم، اثرات بیشتری در زنده نگه داشتن جامعه و ایجاد روح و امید بیشتر دارد. زیرا کسی که معتقد به اصل فرج است بدون آنکه نجات دهنده را در قید حیات و در کنار خود ببیند و او را احساس کند و ناظر اعمال خود بداند، چندان تأثیری در وجود او ندارد، بر خلاف کسی که معتقد است او زنده بوده و بر تمام احوالش ناظر است و هنگام گرفتاری های شدید به فریاد او خواهد رسید. به طور حتم اعتقاد به چنین منجی و انتظار چنین شخصی تأثیر به سزایی در روحیه انسان منتظر دارد، تأثیری که قابل مقایسه با تأثیر نوع اول نیست.
لذا شیعه به جهت اعتقاد به این چنین انتظاری همیشه در طول تاریخ خود زنده بوده و هیچ گاه با این همه فشارها که بر او وارد شده امید خود را از دست نداده است.
شیعه همیشه خویش را در کنار منجی و مصلح خود احساس می کند و این نوع احساس آثار تربیتی و ایمانی بیشتری دارد.