فهرست کتاب


موعود شناسی و پاسخ به شبهات

علی اصغر رضوانی‏

40 : آیا الزام ها و ضرورت های اجتماعی، جامعه را به زندگی آمیخته با صلح و عدالت سوق می دهد؟

مقصود از الزام اجتماعی آن است که وضع زندگی اجتماعی بشر به چنان مرحله ای برسد که احساس نیاز به مطلبی کند و آن را به عنوان یک ضرورت بپذیرد ولی مهم آن است که یک نیاز واقعی جامعه آن قدر آشکار گردد که ضرورت بودنش را همه یا حداقل متفکران و رهبران جامعه بپذیرند و این در درجه اول بستگی به بالا رفتن سطح آگاهی و شعور اجتماعی مردم دارد. و سپس با آشکار شدن نتایج نامطلوب وضع موجود جامعه و عدم امکان ادامه راه ارتباط پیدا می کند.
شاید بسیاری از مردم در قرون 17 و 18 با مشاهده پیشرفت های چشمگیر صنعتی ترسیمی که از قرن بیستم داشتند، ترسیم یک بهشت برین بود ولی باور نمی کردند که انسان صنعتی و ماشینی زندگی مرفه تری نخواهد داشت بلکه پابه پای پیشرفت تکنولوژی، نابسامانی های تازه و مشکلات جدیدتری پدید خواهد آمد. عفریت جنگ های جهانی سایه وحشتناک خود را بر کانون های ماشین و صنعت خواهد افکند. تازه می فهمند که چقدر زندگی آنها خطرناک شده است .کم کم می فهمند برای حفظ وضع موجود و پیروزی های بزرگ صنعتی و تمدن، مقررات گذشته هرگز کافی نیستند و باید تن به مقررات تازه ای داد.
زمانی فرا میرسد که وجود حکومت واحد جهانی برای پایان دادن به مسابقه کمرشکن تسلیحاتی و پایان دادن به کشمکش های روز افزون قدرت های بزرگ و کنار زدن دنیا از لبه پرتگاه جنگ به عنوان یک ضرورت و واقعیت اجتناب ناپذیر احساس می گردد که باید سرانجام این مرزهای ساختگی و دردسرساز برچیده شود و همه مردم جهان زیر یک پرچم و با یک قانون زندگی کنند.
بنابر قانون الزام اجتماعی عامل مؤثر دیگری وجود دارد که با کاربرد نیرومند خود مردم جهان را خواه ناخواه به سوی یک زندگی آمیخته با صلح و عدالت پیش می برد و پایه های یک حکومت جهانی را بر اساس طرح تازه ای مستحکم می سازد.

41 : آیا برای ایجاد تحول در جامعه احتیاج به اصلاحات تدریجی است یا انقلاب بنیادی؟

در مورد اینکه اصلاحات اجتماعی باید از چه راه انجام پذیرد عقیده واحدی وجود ندارد بلکه جمعی طرفدار اصلاحات تدریجی هستند که به آنها رفورمیست می گویند. و گروهی دیگر، انقلابیون هستند که هیچ دگرگونی اساسی را در وضع جوامع انسانی بدون انقلاب ممکن نمی دانند و برخی دیگر می گویند: درجه فساد در اجتماعات متفاوت است آنجا که فساد به صورت همه گیر و همه جانبه درنیامده، اصلاحات تدریجی می تواند اساس برنامه های اصلاحی را تشکیل دهد، اما آنجا که فساد همه جا را فرا گرفت و یا در بیشتر سازمان های اجتماعی نفوذ کرد جز با یک انقلاب بنیادی نمی توان بر نابسامانی ها چیره گشت.
شواهد زیادی موید نظر سوم است:
1- اصلاحات تدریجی همیشه بر شالوده ها و ضوابط و الگوهای سالم بنا می شود و در غیر این صورت باید به سراغ الگوها و ضوابط جدید رفت و مسائل زیر بنایی را در مسیر دگرگونی قرار داد.
2- اصلاحات تدریجی غالبا از طریق مسالمت آمیز صورت می گیرد، و این در صورتی اثر دارد که آمادگی فکری و زمینه اجتماعی وجود داشته باشد. ولی آنجا که این زمینه ها وجود ندارد باید از منطق انقلاب که منطق قدرت است استفاده کرد.
3- در جامعه ای که فساد به ریشه ها نفوذ کرده عناصر قدرتمند ضد اصلاح تمام مراکز حساس اجتماع را در دست دارند و به آسانی می توانند هر طرح تدریجی را از کار بیندازند مگر آنکه با یک حمله انقلابی غافلگیر شوند.
4- نیرهای عظیم اصلاحی و انقلابی را معمولا نمی توان برای مدت زیادی پر حرارت و پر جوش نگاه داشت و اگر به موقع از آنها استفاده نشود ممکن است با گذشت زمان کارآیی خود را از دست بدهند.
5- با مراجعه به تاریخ به دست می آید که اجتماعاتی که فساد در آنها بنیادی شده، خردمندان آن جامعه خصوصا انبیا و اولیا و مردان اصلاح طلب همواره روش انقلابی را در پیش گرفته اند.
در مورد اصلاح وضع عمومی جهان و برچیده شدن نظام کنونی که بر اساس ظلم و تبعیض بنا شده و احتیاج به جانشین شدن یک نظام عادلانه است به طور حتم پدید آمدن یک انقلاب و دگرگونی عظیم را می طلبد انقلابی وسیع و در همه زمینه ها.

42 : چه نوع آمادگی برای رسیدن به حکومت عدل جهانی لازم است؟

ما هر قدر خوش بین و امیدوار باشیم باید بدانیم رسیدن به مرحله ای از تاریخ که در همه انسان ها زیر یک پرچم گرد آیند و کشمکش ها و بازیهای خطرناک سیاسی و استعمارگری از بین برود احتیاج به آمادگی های عمومی دارد، گرچه به جهت تحول ها و دگرگونی هایی که به سرعت در عصر اخیر پدید آمده نباید آن را دور بدانیم ولی در هر حال برای اینکه دنیا چنان حکومتی را پذیرا گردد احتیاج به آمادگی هایی از قبیل موارد ذیل است:
1- آمادگی فکری و فرهنگی: یعنی سطح افکار مردم جهان آن چنان بالا رود که بدانند مثلا مسأله نژاد یا مناطق مختلف جغرافیایی مسأله قابل توجهی در زندگی بشر نیست و... .
2- آمادگی اجتماعی: زیرا مردم جهان باید از ظلم خسته شده و عدالت را از جان و دل طلب نمایند.
3- آمادگی های تکنولوژی و ارتباطی: زیرا وجود صنایع پیشرفته نه تنها مزاحم یک حکومت عادلانه جهانی نخواهد بود، بلکه شاید بدون آن وصول چنین هدفی محال باشد.
آری، اگر بنا بود همه کارها با معجزه صورت پذیرد وجود چنین نظامی بدون وسایل پیشرفته صنعتی قابل تصور بود، ولی مگر اداره زندگی مردم جهان با معجزه ممکن است؟ معجزه استثنایی است منطقی در نظام جاری طبیعت برای اثبات حقانیَّت یک امر آسمانی، نه برای اداره همیشگی نظام جامعه، زیرا این کار تنها باید بر محور قوانین طبیعی صورت بگیرد.