فهرست کتاب


موعود شناسی و پاسخ به شبهات

علی اصغر رضوانی‏

38 : آیا نظام آفرینش، نویدبخش آینده ای درخشان برای جامعه بشری است؟

جهان هستی مجموعه ای از نظام ها است. وجود قوانین منظم و عمومی که در سرتاسر این جهان حکم فرماست دلیل بر یکپارچگی و به هم پیوستگی این نظام است. مسأله نظم و قانون و حساب در پهنه آفرینش یکی از اساسی ترین مسائل این عالم محسوب می شود.
آیا انسانی که جزئی از عالم است می تواند یک وضع استثنایی به خود بگیرد و به صورت وصله ناهمرنگی درآید.
آیا جامعه انسانی می تواند با انتخاب هرج و مرج، ظلم و ستم، نابسامانی و ناهنجاری، خود را از مسیر رودخانه عظیم جهان آفرینش که همه در آن با برنامه و نظم پیش می روند کنار بکشد.
آیا مشاهده وضع عمومی جهان، ما را به این فکر نمی اندازد که بشریت نیز خواه ناخواه باید در برابر نظام عالم هستی سر فرود آورد و قوانین منظم و عادلانه ای را بپذیرد و به مسیر اصلی باز گردد و همرنگ این نظام شود؟!
نتیجه: نظام آفرینش دلیل دیگری بر پذیرش یک نظام صحیح اجتماعی در آینده در جهان انسانیَّت خواهد بود.

39 : آیا قانون عکس العمل، نوید جامعه ای بهتر و متکامل را به ما می دهد؟

تنها در مباحث فیزیکی نیست که ما با قانونی به نام قانون عکس العمل رو به رو هستیم که اگر مثلا جسمی با فشار معینی به دیوار برخورد کند با همان نیرو و فشار به عقب رانده می شود، بلکه در مسائل اجتماعی این قانون را محسوس تر می یابیم. آزمونهای تاریخی به ما نشان می دهد که همواره تحول ها و انقلاب های وسیع عکس العمل مستقیم فشارهای قبلی بوده است، و شاید هیچ انقلاب گسترده ای در جهان رخ نداده مگر آنکه پیش از آن فشار شدیدی در جهت مخالف وجود داشته است.
این قانون به ما می گوید: وضع کنونی جهان، آبستن انقلاب است. فشار جنگ ها و بیدادگریها، تبعیض ها و بی عدالتی ها، توأم با ناکامی و سرخوردگی انسان ها از قوانین فعلی، سرانجام واکنش شدید خود را برای از بین بردن یا کاستن این فشارها آشکار خواهد ساخت.
سرانجام، این خواست های واپس زده انسانی در پرتو آگاهی روز افزون ملت ها چنان عقده اجتماعی تشکیل می دهد که از نهان گاه ضمیر باطن جامعه با یک جهش برق آسا خود را ظاهر خواهند ساخت، و سازمان نظام کنونی جوامع انسانی را بر هم می ریزند و طرح نوینی را ایجاد می کنند. طرحی که در آن از مسابقه کمرشکن تسلیحاتی خبری باشد و نه از این همه کشمکش های خسته کننده و پیکارهای خونین و استعمار و استبداد و ظلم و فساد و خفقان. و این بارقه دیگری است از آینده روشنی که جامعه جهانی در پیش رو دارد.

40 : آیا الزام ها و ضرورت های اجتماعی، جامعه را به زندگی آمیخته با صلح و عدالت سوق می دهد؟

مقصود از الزام اجتماعی آن است که وضع زندگی اجتماعی بشر به چنان مرحله ای برسد که احساس نیاز به مطلبی کند و آن را به عنوان یک ضرورت بپذیرد ولی مهم آن است که یک نیاز واقعی جامعه آن قدر آشکار گردد که ضرورت بودنش را همه یا حداقل متفکران و رهبران جامعه بپذیرند و این در درجه اول بستگی به بالا رفتن سطح آگاهی و شعور اجتماعی مردم دارد. و سپس با آشکار شدن نتایج نامطلوب وضع موجود جامعه و عدم امکان ادامه راه ارتباط پیدا می کند.
شاید بسیاری از مردم در قرون 17 و 18 با مشاهده پیشرفت های چشمگیر صنعتی ترسیمی که از قرن بیستم داشتند، ترسیم یک بهشت برین بود ولی باور نمی کردند که انسان صنعتی و ماشینی زندگی مرفه تری نخواهد داشت بلکه پابه پای پیشرفت تکنولوژی، نابسامانی های تازه و مشکلات جدیدتری پدید خواهد آمد. عفریت جنگ های جهانی سایه وحشتناک خود را بر کانون های ماشین و صنعت خواهد افکند. تازه می فهمند که چقدر زندگی آنها خطرناک شده است .کم کم می فهمند برای حفظ وضع موجود و پیروزی های بزرگ صنعتی و تمدن، مقررات گذشته هرگز کافی نیستند و باید تن به مقررات تازه ای داد.
زمانی فرا میرسد که وجود حکومت واحد جهانی برای پایان دادن به مسابقه کمرشکن تسلیحاتی و پایان دادن به کشمکش های روز افزون قدرت های بزرگ و کنار زدن دنیا از لبه پرتگاه جنگ به عنوان یک ضرورت و واقعیت اجتناب ناپذیر احساس می گردد که باید سرانجام این مرزهای ساختگی و دردسرساز برچیده شود و همه مردم جهان زیر یک پرچم و با یک قانون زندگی کنند.
بنابر قانون الزام اجتماعی عامل مؤثر دیگری وجود دارد که با کاربرد نیرومند خود مردم جهان را خواه ناخواه به سوی یک زندگی آمیخته با صلح و عدالت پیش می برد و پایه های یک حکومت جهانی را بر اساس طرح تازه ای مستحکم می سازد.