فهرست کتاب


موعود شناسی و پاسخ به شبهات

علی اصغر رضوانی‏

21 : آیا تاریخ بی هدف است؟

اسوالد اشپنگلر متفکر آلمانی و صاحب اثر معروف (انحطاط تمدن غرب) تاریخ را همچون موجود زنده ای فرض میکند، و از تاریخ تفسیری ادواری دارد. از نظر وی هر دوره تاریخی حدود هزار سال است که با مرگ محتوم او دوره بعدی جایگزین آن می شود... .
مطابق نظر او سیر تاریخ روند تکاملی ندارد، بلکه تاریخ مجموعه ای از تمدن هاست که هر کدام پس از طلوع و طی مراحلی غروب خواهند کرد و آن گاه تمدنی دیگر طلوع و پس از طی زمان به غروب خواهد گرایید، و این دور باطل همواره ادامه دارد. در واقع از دیدگاه او تاریخ جهان تصویری از تکوین و پیشرفت پایان ناپذیر حیات و مرگ تمدن هاست.(35)
از اشپنگلر سؤال می کنیم: دوره جدید از تاریخ آیا مثل دوره قبل است در فرهنگ و تمدن، و یا از ماقبل منحطتر است و یا کامل تر.
اگر مثل دوره قبل است، دوره جدید ادامه همان دوره قبل است، و در حقیقت دوره جدیدی وجود ندارد. و اگر منحطتر است که این خلاف واقع است. و اگر کامل تر است سؤال می کنیم که این کمال از درون او برخاسته است و یا از بیرون و عوامل خارجی در آن دخیل بوده است. اگر از درون آن برخاسته که همان نظر صحیح در باب تکامل تاریخ است. و اگر از برون و خارج به تکامل رسیده است این همان نظریه مادیت تاریخ است.
از طرفی دیگر این نظریه بر خلاف واقعیت خارجی است؛ زیرا نوع بشر در تکامل معنوی و مادی است و در هر عصری از تجربیات عصر دیگر بهره گرفته و بر آن می افزاید و به جلو میرود.

22 : مادیون چه نظری راجع به پایان تاریخ دارند؟

از مادیون چهار طرح و نظریه درباره ی آینده ای درخشان از تاریخ بشریت رسیده است که هر کدام با هدف رسیدن به سعادت بشر ترسیم شده است:
1- تصویر آینده ای درخشان برای جامعه بشری از زاویه علم تکنیک جدید.
2- تصویر آینده ای درخشان از زاویه جعل قانون.
3- تصویر آینده ای درخشان با تک قطبی کردن عالم.
4- تصویر آینده ای درخشان از زاویه مادیت تاریخی.

23 : آیا بشر می تواند از راه تکنیک جدید به سعادت برسد؟

برخی معتقدند که تمدن مادی بشر تنها راه رسیدن جامعه به سعادت و رفاه است و لذا در آینده ای نه چندان دور با تجربیاتی که در این زمینه کسب کرده به مدینه فاضله و سعادت خود خواهد رسید.
پاسخ : در پیشرفت صنعتی و تکنیک بشر شکی نیست ولی این بدان معنا نیست که علم به تنهایی می تواند ضامن سعادت بشر و ایجاد عدل و داد گردد. علم و تکنیک تنها جنبه مادیت و مدنیَّت انسان را تامین میکند. لذا اگر در اختیار یک نظام عادل و قانون سالم قرار گیرد سعادت آفرین است.
منشا انحرافات بشر نادانی در زمینه مادی نیست تا با تمدن و تکنیک برطرف شود بلکه عوامل دیگر دارد از قبیل:
1- غرایز و تمایلات مهار نشده.
2- شهوت و غضب.
3- افزون طلبی.
4- جاه طلبی.
5- برتری طلبی.
6- لذت طلبی.
7- و بالاخره نفس پرستی و نفع پرستی که همه ی بشر امروز به آن مبتلایند: حب الدنیا رأس کل خطیئه. لذا علم، امروزه به صورت بزرگ ترین دشمن بشر درآمده است. علم چراغ روشنی است که استفاده از آن بستگی به موارد استعمال دارد. علم مانند چراغی است که روغن آن عقل است. علم ابزاری است برای هدف، نه تشخیص دهنده هدف.
ویل دورانت در مقدمه کتاب لذات فلسفه درباره انسان عصر ماشین می گوید: ما از نظر ماشین توانگر شده ایم و از نظر مقاصد فقیر.
لذا علم اگر در اختیار حکومت ظالم قرار گیرد آثار وخیمی دارد از آن جمله:
1- در راستای نابودی بشر گام برمی دارد.
2- تنها درصدد ایجاد رفاه طبقه مرفه است.
3- عمل بدون عدالت ضامن زوال ظلم و تعدی از بشر نیست.