فهرست کتاب


موعود شناسی و پاسخ به شبهات

علی اصغر رضوانی‏

14 : با توجه به علم و عقل و تجربه چه نیازی به امام است؟

ممکن است افرادی خیال کنند که در عصر علم و دانش، بشر چه نیازی به امام دارد؟ بشریت روز به روز مستقل تر و کامل تر می شود و طبعا نیازمندی اش به کمک های غیبی کمتر می گردد، عقل و علم تدریجا این خلاها را پر می کنند... .
پاسخ :
قطعا خطراتی که در عصر علم و تکنیک برای بشریت است به مراتب از خطرهای عصرهای پیشین بیشتر است. اشتباه است که خیال کنیم منشا انحرافات بشر همیشه نادانی بوده است. انحرافات بشر بیشتر از ناحیه غرایز و تمایلات مهار نشده است، از ناحیه شهوت و غضب است. از ناحیه افزون طلبی، جاه طلبی، برتری طلبی، لذت طلبی و بالاخره نفس پرستی و نفع پرستی است. آیا در پرتو علم همه اینها اصلاح شده و روح عدالت و تقوا و رضا به حق خود و حد خود و عفاف و راستی و درستی جایگزین آن شده است؟ یا کار کاملا برعکس است.
علم امروزه به صورت بزرگ ترین دشمن بشر در آمده است، چرا چنین شده است؟ جوابش این است که علم چراغ است، روشنایی است. استفاده از آن بستگی دارد که بشر این چراغ را در چه مواردی و برای چه هدفی به کار برد. بشر از علم همچون ابزاری برای هدف های خویش استفاده می کند اما هدف بشر چیست و چه باید باشد؟ علم قادر به بیان آن نیست! این کار دین است. علم، همه چیز را تحت تسلط خود قرار می دهد مگر انسان و غرایز او را.
ویل دورانت درباره انسان عصر ماشین می گوید: ما از نظر ماشین توانگر شده ایم و از نظر مقاصد فقیر.(21) انسان عصر علم و دانش با انسان ما قبل این عصر در اینکه اسیر و بنده خشم و شهوت خویش است هیچ فرقی نکرده است. علم نتوانسته است آزادی از هوای نفس را به او بدهد. علم نتوانسته است... .

جهانی شدن

15 : جهانی شدن به چه معنایی است؟

ه نظر می رسد با همه تعاریفی که از جهانی شدن ارائه شده، تاکنون تعریف روشن و جامعی از آن ارائه نشده است. زیرا اولا: این پدیده هنوز به حد تکامل نهایی خود نرسیده است.
ثانیا:
هر کسی در مقام تعریف، بُعدی از ابعاد آن را بازگو کرده است.
در عین حال به برخی از تعاریف اشاره می کنیم:
1- برخی جهانی شدن را فرایندی اجتماعی می دانند که در آن قید و بندهای جغرافیایی که بر روابط اجتماعی و فرهنگی سایه افکنده است از بین می رود.(22)
2- برخی دیگر جهانی شدن را به معنای تشدید روابط اجتماعی در سرتاسر جهان می دانند که مکان های دور از هم را چنان به هم مرتبط می سازد که اتفاقات هر محل، زاده حوادثی است که کیلومترها دورتر به وقوع می پیوندد.(23)
3- هاروی، جهانی شدن را در بردارنده دو مفهوم فشردگی زمان و مکان و کاهش فاصله ها تلقی می کند.(24)