فهرست کتاب


موعود شناسی و پاسخ به شبهات

علی اصغر رضوانی‏

فلسفه حکومت عدل جهانی

5 : ضرورت برپایی حکومت عدل جهانی از راه فطرت چگونه قابل تبیین است؟

ایمان به حتمیت ظهور منجی عالم در فکر عموم انسان هان وجود دارد، منشأ این فکر یک رشته اصول قوی و متین است که از سرشت و فطرت اصیل انسانی سرچشمه گرفته است؛ زیرا بشر فطرتا طالب رسیدن به کمال در تمام زمینه های مربوط به خود است و او می داند که این کمال، تنها در سایه حکومت عدل توحیدی تحقق می یابد.
شهید صدر رحمة الله علیه می فرماید: اعتقاد به مهدی علیه السلام تنها نشانه ی یک باور اسلامی با رنگ خاص دینی نیست، بلکه افزون بر آن، عنوانی است بر خواسته ها و آرزوهای همه ی انسان ها با کیش ها و مذاهب گوناگون، و نیز بازده الهام فطری مردم است که با همه ی اختلاف هایشان در عقیده و مذهب دریافته اند که برای انسانیت در روی زمین روز موعودی خواهد بود که با فرارسیدن آن، هدف نهایی و مقصد بزرگ رسالت های آسمانی تحقق می یابد...(12)
برهان فطرت را با بیان های مختلف می توان تبیین نمود:
بیان اول
الف: انسان در درون خود میل به حکومت عدل جهانی توحیدی را احساس میکند.
ب:
این حکومت باید موجود شود؛ زیرا میل و کشش درونی از امور ذات الاضافه است که بدون مضاف الیه مکان پذیر نیست.
ج: مصداق کامل آن حکومت حضرت مهدی علیه السلام است.
نتیجه: حکومت عدل جهانی ضرورت دارد.
بیان دوم
الف: انسان با قطع امید از وضعیت موجود جهان احساس نوعی امید به حکومتی برتر دارد.
ب: وجود چنین امیدی دلیل بر تحقق آن در عالم خواهد بود.
نتیجه:
حکومت عدل جهانی ضرورت دارد.
بیان سوم
الف: انسان فطرتا از ظلم متنفر است.
ب: انسان آنچه را که از او متنفر است طبیعتا نابودی آن را خوش دارد.
ج: بشر، خود به تنهایی قادر بر این عمل نیست.
نتیجه:
برپایی حکومتی که در آن اثری از ظلم نباشد ضرورت دارد.

6 : آیا عدالت خواهی فطری است

در بین صاحب نظران بحث است که آیا میل به عدالت با قطع نظر از منافع شخصی انسان، فطری است و در نهاد انسان وجود دارد یا خیر؟
اسلام معتقد است که در نهاد بشر عدالت خواهی وجود دارد، گر چه منافعش را نیز تامین نکند. اگر بشر خوب تربیت شود به جایی میرسد که خودش واقعا عدالت خواه میشود. برای اثبات این مطلب می توانیم مواردی را عرضه کنیم که افرادی عادل و عدالت خواه بوده اند در حالی که منافعشان هم ایجاب نمی کرده است ولی عدالت، ایده و هدف و آرزویشان بوده است، بلکه عدالت را در حد یک محبوب دوست داشته اند و خودشان را فدای راه عدالت کرده اند.
در مقابل، اکثر فیلسوفان اروپا معتقدند که در نهاد بشر چنین قوه و نیرویی اساسا وجود ندارد، و همین فکر است که دنیا را به آتش جنگ سوق داده و میدهد. آنان معتقدند که عدالت اختراع مردان زبون است؛ زیرا مردان ضعیف و زبون وقتی در مقابل افراد قوی قرار گرفتند چون زور نداشتند با آنها مبارزه کنند کلمه عدالت را اختراع کردند که عدالت خوب است و انسان باید عدل باشد. و دلیلش هم این است که همین شخص طرفدار عدالت اگر خودش زورمند شود همان کاری را خواهد کرد که آن زورمند سابق میکرد.
نیچه، فیلسوف معروف آلمانی می نویسد: چقدر زیاد اتفاق افتاده که من خندیده ام وقتی دیده ام ضعفا دم از عدالت و عدالت خواهی میزنند. نگاه می کنم می بینم اینها که می گویند عدالت، چون چنگال ندارند. می گویم: ای بیچاره! تو اگر چنگال می داشتی هرگز چنین حرفی را نمی زدی.
این گروه خود نیز بر دو دسته اند: یک دسته می گوید: عدالت را به عنوان یک آرزو نباید به دنبالش رفت: بلکه باید به دنبال قوت و نیرو رفت. و گروهی دیگر معتقدند که به دنبال عدالت باید رفت از آن جهت که منافع فرد در آن است نه از جهت مطلوبیت ذاتی آن. برتراند راسل فکرش چنین است.
ولی از همه این اقوال که بگذریم هنگامی که به فطرت خود باز می گردیم در می یابیم که موضوع عدالت خواهی از امور فطری بشر است.
فطری بودن عدالت خواهی را از چند راه می توان به اثبات رسانید:
1- درون کاوی و مطالعه حالات روانی؛ زیرا گرایشهای فطری از نهاد روح و جان انسان سرچشمه گرفته و از پدیده های روانی اوست.
2- رجوع به آرای روان شناسان که به فعالیت های روانی و رفتارهایی که نمودار آنها است می پردازد.