فهرست کتاب


موعود شناسی و پاسخ به شبهات

علی اصغر رضوانی‏

4 : چه آثار و فوایدی بر بحث از مهدویت در این زمان مترتب است؟

برخی بر این گمان اند که طرح و بررسی موضوع مهدویت در این زمان امری بی فایده است، زیرا این موضوع مربوط به آینده ی بشریت است و آینده و اتفاقات آن امری است مجمل و مبهم، اما آنچه وظیفه ی ماست اینکه به تکالیف خود در عصر و زمان خود عمل کنیم زیرا هر عصر و زمانی مقتضیات خود را می طلبد...(8).
پاسخ : بحث از مهدویت در این عصر و زمان آثار و فوایدی دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
1- آرمان قیام و انقلاب مهدی علیه السلام یک فلسفه بزرگ اجتماعی، اسلامی است. این آرمان بزرگ گذشته از اینکه الهام بخش ایده و راه گشای به سوی آینده است، آینه بسیار مناسبی است برای شناخت آرمان های اسلامی.(9)
2- نوید به برپایی حکومتی جهانی و اسلامی ارکان و عناصر مختلفی دارد که برخی فلسفی و جهانی است و جزئی از جهان بینی اسلامی است، و برخی فرهنگی و تربیتی است، برخی سیاسی است و برخی اقتصادی و برخی اجتماعی است. و برخی انسانی یا انسانی، طبیعی می باشد.(10)
انسان میتواند با الگو پذیری از برنامه های جامع و فراگیر حضرت در عصر ظهور به آرمان های واقعی اسلام نزدیک شود.
3- در طول تاریخ و در سطح جهان، انقلاب های گوناگونی از قبیل فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و... صورت گرفته است، ولی اکثر این انقلابها یا در شروع موفق نبوده و یا اینکه در مواجهه با مشکلات فراوان و مقابله با دشمنان خود نتوانسته است دوام بیاورد... و تنها نگاه سبزی که شیعه به مهدویت دارد می تواند با ایجاد روحیه امید در جامعه، مردم را از ناامیدی و یأس برهاند. شیعه معتقد به امام زمانی زنده و حاضر و ناظر بر اعمال خود است که او را در مواقع حساس کمک کار خواهد بود. این اعتقاد از جهت روان شناسی آثار عمیقی را در روحیه شیعیان خواهد گذاشت.
4- از آن جهت که وقت تشکیل حکومت امام زمان علیه السلام مشخص نیست و هر لحظه میتواند زمان ظهور باشد، لذا وظیفه داریم که نظری به مباحث مهدویت و ظهور کرده و خصوصیات عصر ظهور و وظایف خود در آن عصر را بدانیم.
5- رسیدن به حکومت جهانی توحیدی در عصر ظهور، شرایطی دارد که برخی از آنها به دست خود بشر حاصل می گردد، از آن جمله رسیدن بشر به تکامل همه جانبه و رسیدن به مستوای عالی فکری است. لذا بر ماست که آرمانهای اصیل اسلامی در عصر ظهور را بدانیم تا بتوانیم هر چه بهتر در نزدیک شدن آن سهیم بوده و زمینه ساز ظهور حضرت باشیم.
6- بحث از مهدویت تنها بحث از اموری نیست که مربوط به آینده بشریت باشد بلکه بحث از امامت و مهدویت است، بحث از اینکه در هر زمانی باید امام معصومی موجود باشد خواه حاضر و مشهور و خواه غایب و پنهان تا حجت ها و بینات خداوند باطل نگردد.
و لذا در روایات اسلامی از رسول خدا صلی الله علیه و آله میخوانیم: من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة(11)؛ هر کس بمیرد و پیشوای زمان خود را نشناسد مرده است از نوع مردن زمان جاهلیت.
بحث از مهدویت، بحث از غیبت و فلسفه آن و آثار و برکات وجود امام در این عصر غیبت است.
و لذا بحث از مهدویت از وظایف و تکالیف شیعه در عصر غیبت است.

فلسفه حکومت عدل جهانی

5 : ضرورت برپایی حکومت عدل جهانی از راه فطرت چگونه قابل تبیین است؟

ایمان به حتمیت ظهور منجی عالم در فکر عموم انسان هان وجود دارد، منشأ این فکر یک رشته اصول قوی و متین است که از سرشت و فطرت اصیل انسانی سرچشمه گرفته است؛ زیرا بشر فطرتا طالب رسیدن به کمال در تمام زمینه های مربوط به خود است و او می داند که این کمال، تنها در سایه حکومت عدل توحیدی تحقق می یابد.
شهید صدر رحمة الله علیه می فرماید: اعتقاد به مهدی علیه السلام تنها نشانه ی یک باور اسلامی با رنگ خاص دینی نیست، بلکه افزون بر آن، عنوانی است بر خواسته ها و آرزوهای همه ی انسان ها با کیش ها و مذاهب گوناگون، و نیز بازده الهام فطری مردم است که با همه ی اختلاف هایشان در عقیده و مذهب دریافته اند که برای انسانیت در روی زمین روز موعودی خواهد بود که با فرارسیدن آن، هدف نهایی و مقصد بزرگ رسالت های آسمانی تحقق می یابد...(12)
برهان فطرت را با بیان های مختلف می توان تبیین نمود:
بیان اول
الف: انسان در درون خود میل به حکومت عدل جهانی توحیدی را احساس میکند.
ب:
این حکومت باید موجود شود؛ زیرا میل و کشش درونی از امور ذات الاضافه است که بدون مضاف الیه مکان پذیر نیست.
ج: مصداق کامل آن حکومت حضرت مهدی علیه السلام است.
نتیجه: حکومت عدل جهانی ضرورت دارد.
بیان دوم
الف: انسان با قطع امید از وضعیت موجود جهان احساس نوعی امید به حکومتی برتر دارد.
ب: وجود چنین امیدی دلیل بر تحقق آن در عالم خواهد بود.
نتیجه:
حکومت عدل جهانی ضرورت دارد.
بیان سوم
الف: انسان فطرتا از ظلم متنفر است.
ب: انسان آنچه را که از او متنفر است طبیعتا نابودی آن را خوش دارد.
ج: بشر، خود به تنهایی قادر بر این عمل نیست.
نتیجه:
برپایی حکومتی که در آن اثری از ظلم نباشد ضرورت دارد.