فهرست کتاب


موعود شناسی و پاسخ به شبهات

علی اصغر رضوانی‏

1 : آیا ایجاد شک و شبه در مسائل اعتقادی صحیح است؟

مسلما آنچه در ابتدا به نظر می رسد این است که شک در دین، بد بوده و نشانه سیاهی قلب است؛ زیرا هدف این است که انسان به یقین برسد. ایمان بایستی توأم با یقین باشد ولی شک و شبهه در جایی که دالان و معبر خوبی برای رسیدن به ایمان و یقین باشد پسندیده است. ایمان چیزی است که انسان باید به آن دسترسی پیدا کند، اما این ایمان از همان ابتدا در انسان وجود ندارد، زیرا تا شک نکند به یقین نمی رسد. قرآن می خواهد که در اعتقادات وراثتی انسان شک ایجاد کند تا او را به یقین برساند. لذا می فرماید: أولو کان آباؤهم لا یعقلون شیئا و لا یهتدون(1)؛ آیا بایست آنها تابع پدران باشند در صورتی که آنها بی عقل و نادان بودند.
شهید مطهری می فرماید: ...اگر این تشکیکات وارد جامعه نشود خطر است. اگر وارد نشود کم کم مردم آن حالت دینی شان رو به تحجر، و نه تحجر که رو به عفونت می رود. درست مثل آب کاملا صافی که آن را در حوض قرار می دهیم و اگر مدتی بماند می گندد. اگر در مردم یک حالت آرامشی باشد و بر معتقدات دین و مذهبی تازیانه شک نخورد در آن صورت عوام پیشتاز آن معتقدات می شوند. وقتی عوام پیشتاز بشوند دائم از خودشان چیزی می سازند....(2)
ولی برخی شک ها نوعی بیماری است، مانند وسوسه، شک کثیرالشک در نماز، وضو و سایر عبادات و طهارت و نجاست. این گونه شک ها و شبه ها نوعی بیماری و مرض است. زیاد شک کردن نوعی بیماری است.

2 : آیا خداوند ضمانت کرده شخص حقیقت جو را به حقیقت برساند؟

انسانها در دوران زندگی خود معمولا از نظر شک و شبهه دچار بحران می شوند، اینجاست که انسان وضع حساسی پیدا می کند، مخصوصا هنگامی که با مجموعه ای از افکار و عقاید و آرای مخالف محیط خود و گاهی نیز با تبلیغات از راه های گوناگون مواجه گردد. لذا اگر واقعا حقیقت جو باشد خداوند او را راهنمایی خواهد کرد. خداوند متعال می فرماید: والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا(3)؛ و کسانی که در راه ما جهاد و کوشش کنند البته ما آنها راه به راه هایمان هدایت خواهیم کرد.
ولی این بدان معنا نیست که علما و دانشمندان هیچ وظیفه ای نداند، بلکه وظیفه سنگینی بر دوش آنان است و باید به هر نحو ممکن توجیه گر عقلایی شک ها و شبه ها باشند تا مردم خصوصا نسل جوان به سر منزل یقین برسند.

3 : وظیفه ما در برابر شبهات چیست؟

برخی معتقدند انسان در هر سن و معلوماتی که باشد بی هیچ قید و شرطی می تواند به هر سخنی گوش فرا دهد. اینان به آیه شریفه: فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه(4)؛ تمسک میکنند. در صورتی که آیه شریفه در مورد اندیشمندان و صاحب نظرانی است که قدرت و توان تشخیص قول احسن را دارند نه هر کسی در هر سن و سال و سطحی از معلومات میتواند این چنین باشد. چنان که در ادامه آیه ی شریفه می فرماید: اولئک الذین هداهم الله و اولئک هم اولواالالباب(5)؛ آنان کسانی اند که خدا هدایتشان کرده و آنان خردمندان و صاحبان مغز و عقل اند.
بنابراین تا وقتی که انسان اعتقادهایش را از منابع موثق و معتبر محکم نکرده و قدرت پاسخگویی به شبهات را ندارد، نباید در این وادی قدم بگذارد. انسان باید زمان شناس باشد، برای حال و آینده اش برنامه ریزی کند؛ نه اینکه بنشیند و هنگامی که با شبهات بنیان کن و تبلیغات مسموم روبه رو شد به فکر چاره ای، بیفتد بلکه مانند واکسنی که برای پیشگیری امراض به کودکان تزریق می کنند ما نیز با طرح شبهات و جواب آنها به طور فشرده اطلاعی از آنها داشته باشیم تا هنگام مواجه با مخالفان خود را نباخته و توان جواب گویی را داشته باشیم.
امام صادق علیه السلام فرمود: العالم بزمانه لا تهجم علیه اللوابس(6)؛ کسی که زمان شناس است شبهات بر او هجوم نخواهد آورد.
امام علی صحیح فرمود: من عرف الایام لم یغفل عن الاستعداد(7)؛ هر کسی که روزگار خود را شناخته و زمان شناس باشد از آمادگی غافل نخواهد شد.