نشانه های ظهور او

مرحوم حاج شیخ محمد خادمی شیرازی‏

مهدی کیست

حضرت امیرالمؤمنین و تعریف امام علیه السّلام
برگرفته از کتاب : نشانه های ظهور
و انما الائمة قوام الله علی خلقه و عرفاؤه علی عباده لایدخل الجنة الا من عرفهم و عرفوه و لایدخل النار الا من انکرهم و انکره. (212)
و پیشوایان برای خلق پیرو (امر و نهی) خداوند هستند و او را به بندگانش می شناسانند. داخل بهشت نمی شود مگر کسی که آنها را بشناسد و ایشان هم او را بشناسند و داخل آتش نمی شود مگر کسی که منکر آنان باشد و ایشان هم او را از آن خویش ندانند.
امام امیرالمؤمنین در این خطبه کوتاه در اوصاف ائمه معصومین و فرستادگان خداوند با اشاره به سه اصل مسلم فرموده اند:
اول :
این ذوات مقدسه از طرف خداوند متعال مأمور قیام برای هدایت و ارشاد مخلوقات الهی هستند. نهایت اینکه برای هر کدام برنامه خاصی از طرف آفریننده جهان تدوین شده است که ناگزیر باید بر طبق آن عمل کنند (خانه نشینی، دست به شمشیر بردن، با دشمن صلح کردن، معارف عالیه اسلام را به زبان دعا به مردم رساندن، باب مکتب علوم اهل بیت را به روی افراد گشودن و تربیت هزاران شاگرد برجسته، در زندانها جان دادن و به وسیله مناجات مردم را متوجه مبدأ و معاد کردن) تا وقتی که ان شاءالله نوبت به حضرت بقیة الله ارواحنا له الفداء برسد و جهان را آباد و معمور فرماید و ریشه ظلم و بیدادگری را از بیخ و بن برکند و عدل و داد واقعی را در سرتاسر جهان پیاده کند و حکومت جهانی الله را در سرتاسر گیتی فرمانروایی بخشد.
دوم :
ائمه معصومین مرکز عرفان و شناسایی ذات حق در میان مردم هستند و اگر افراد جامعه بخواهند نسبت به عالم غیب عرفانی پیدا کنند و احکام و مقررات الهی را فرا بگیرند، تنها این ذوات مقدسه هستند که می توانند به آنها آگاهی بدهند، همان گونه که در زیارت مبارک جامعه کبیره می خوانیمالسلام علی محال معرفة الله. (سلام بر جایگاههای شناخت خدا).
سوم :
بهره برداری از بهشت و نعمتهای ابدی آن در گرو عرفان و شناسایی ائمه دوازده گانه سلام الله علیهم اجمعین و دور ماندن از جهنم و عذابهای دردناکش در سایه ایمان و اعتقاد به این ذوات مقدسه است.
به هر حال، وصول به سعادت ابدی در سایه پیروی و اطاعت از فرمان این عزیزان خواهد بود.
در روایت زیر به مناسبت آیه شریفهواستمع یوم الخ (213)از حضرت صادق علیه السّلام نقل شده است که فرمودند:
قال ینادی المنادی باسم القائم واسم ابیه علیهما السلام و الصیحة فی هذه الایة صیحة من السماء و ذلک یوم خروج القائم علیه السّلام. (214)
منادی از آسمان قائم ما را به اسم و نیز اسم پدرش معرفی می کند و صیحه در این آیه صیحه از آسمان است و آن روز، روز قیام مهدی ما است.
معاویة بن عمار از حضرت امام صادق علیه السّلام در تفسیر آیه 41 سوره رحمان (215)نقل می کند که فرمودند:
لو قام قائمنا علیه السّلام یعرف اعداؤنا بسیماهم فیاخذهم بنواصیهم واقدامهم یخبطهم هو و اصحابه بالسیف خبطاً. (216)
در هنگام قیام مهدی قائم ما دشمنان ما به وسیله صورتهایشان شناخته می شوند. آنگاه آن حضرت و یاران عزیزش آنها را دستگیر و منکوب خواهند ساخت.
عمر بن خنظله روایت می کند که ضمن خواندن آیه 4 سوره اشعرا (217) از امام صادق علیه السّلام پرسیدم: نشانه های قیام قائم شما چیست؟ فرمودند:
خمس علامات لقیام القائم علیه السّلام الصیحة و خروج السفیانی والخسف و قتل النفس الزکیة و الیمانی قال فتلوت هذه الایة فقلت له أهی الصیحة قال نعم. (218)
برای قیام قائم ما پنج علامت است:
1. صیحه آسمانی (که البته تمام مردم کره زمین آن را می شنوند و به زبانهای مختلف ترجمه می شود تا همه مردم بدانند).
2. خروج سفیانی (که از نوادگان بنی امیه است).
3. خسف و فرورفتن (در زمین بیداء که ظاهراً فرورفتن لشکر سفیانی باشد). 4. کشتن نفس زکیه (در بین رکن و مقام که البته از دوستان خوب امام عصر روحی له الفداء است).
5. خروج یمانی.
می گوید: آیه بالا را خواندم و عرض کردم: این است صیحه؟ فرمودند: آری.
ابی سعید در حدیث زیر، از رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل می کند که آن حضرت به چند نشانه از مشخصات وجودی حضرت بقیة اللّه ارواحنا له الفداء چنین اشاره فرموده اند:
المهدی منی اجلی الجبهة اقنی الانف یملأ یملا الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً (219)
1. مهدی از من است (بنابراین، حتماً باید از فرزندان آن حضرت باشد، و در نتیجه، مدعیان دروغگو رسوا خواهند بود).
2. پیشانی او (مهدی روحی له الفداء) گشاده است.
3. بینی او قلمی و کشیده است.
4. کره زمین را پر از عدل و داد می کند و چناچه از ظلم و جور پر شده باشد.
ابو داود، ابن ماجه، طبرانی و حاکم از ام سلمه نقل کرده اند که رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:
المهدی من عترتی من ولد فاطمة. (220)
مهدی از خاندان من است و او از فرزندان دخترم فاطمه علیهاالسلام خواهد بود.
بنابراین حدیث، مدعیان مهدویت که از فرزندان فاطمه علیهما السلام نباشد دروغگو خواهند بود. - لعنة الله علیهم -.
ابی سعید از رسول اکرم صلی الله علیه و آله حدیث می کند که آن حضرت فرمودند:
ابشرکم بالمهدی رجل من قریش (من عترتی) یبعث فی امتی علی اختلاف من الناس و زلازل فیملاً الارض قسطاً کما ملئت جوراً و ظلماً و یرضی عنه ساکن السماء و ساکن الارض و یقسم المال صحاحاً فقال له رجل ما صحاحاً قال بالسویه بین الناس و یملأ قلوب امة محمد غنی و یسعهم عدله حتی انه یأمر منادیاً فینادی من له حاجة الی فما یأتیه احد الا رجل واحد یأتیه فیسأله فیقول ائت السادن حتی یعطیک. (221)
بشارت بدهم به شما به مردی از خاندانم که نام او مهدی است. در میان امت من برانگیخته می شود در حالتی که اختلاف فوق العاده ای در میان مردم به وجود آمده و ارکان اجتماع متزلزل است. او (مهدی من) جهان را پر از عدل و داد می کند بعد از اینکه پر از ظلم و جور شده باشد. در سایه حکومت عدل پرورش اهل آسمانها و ساکنان زمین راضی و خوشحال هستند، اموال بیت المال را بالسویه تقسیم می کنند (آری، در آن دولت تبعیض وجود ندارد)، قلبهای امت من پر از بی نیازی خواهد بود و عدل حکومتش سرتاسر دنیا را خواهد گرفت و چندان عدالت گسترش می یابد که منادی از طرف آن حضرت ندا می دهد که هر کس نیازی دارد به سوی ما بیاید تا احتیاج او تأمین شود. فقط یک نفر مراجعه می کند. پس، از او درخواست می کند. می فرماید: پیش خادم و پرده دار برو تا به تو بدهد.
احمد، نعیم بن حماد، حاکم و ابونعیم از ثوبان نقل می کنند که رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:
اذا رأیتم الرایات السود قد اقبلت من خراسان فأتوها ولو حبواً علی الثلج فان فیها خلیفة الله المهدی. (222)
هنگامی که پرچمهای سیاه را که از خراسان می آیند مشاهده کردید به آن جمعیت ملحق شوید اگر چه روی برفها (با سینه) حرکت کنید؛ زیرا جانشین خداوند حضرت مهدی (روحی له الفداء) در آن لشکر خواهد بود.
حذیفه نقل می کند که پیامبر بزرگ اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند:
المهدی رجل من ولدی وجهه کالکوکب الدری. (223)
مهدی مردی از فرزندان من است که صورتش مانند ستاره درخشان است.
حذیفه می گوید که رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند:
المهدی رجل من ولدی لونه لون عربی و جسمه جسم اسرائیلی علی خده الایمن خال کانه کوکب دری یملأ الارض عدلاً کما ملئت جوراً یرضی فی خلافته اهل الارض و اهل المساء و الطیر فی الجور. (224)
مهدی مردی از فرزندان من است. اما نشانه های وجودی او:
1. از نظر رنگ و قیافه، عربی است.
2. از لحاظ جسم و قوای جسمی اسرائیلی است (اشاره به قدرت جسمی فوق العاده آن سرور است).
3. در سمت راست صورت مبارکش خال سیاهی است که مانند ستاره ای پرفروغ بر روی صفحه صورتش می درخشد.
4. برنامه کار دولتش: جهان را پر از عدالت می کند چناچه پر از جور شده باشد. به نحوی که در دوران خلافتش اهل زمین و اهل آسمان و پرندگان در فضا خشنود می شوند.
طبرانی در کبیر و ابونعیم از علی بن هلالی نقل می کند که پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله به حضرت فاطمه سلام الله علیها فرمودند:
والذی بعثنی بالحق ان منهما - یعنی من الحسن و الحسین - مهدی هذه الامة اذا صارت الدنیا هرجاً مرجاً و تظاهرت الفتن و تقطعت السبل و اغار بعضهم علی بعض فلا کبیر یرحم صغیراً ولا صغیر یوقر کبیراً بعث الله عند ذلک منهما من یفتح حصون الضلالة و قلوباً علفاً یقوم بالدین فی آخر الزمان کما قمت فی اول الزمان و یملأ الارض عدلاً کما ملت جوراً. (225)
دخترم! به آن خدایی که مرا مبعوث به رسالت فرموده مهدی از امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) است. (226)دخترم! آنگاه که دنیا از هرج و مرج پر شد و انواع فتنه ها جهان را فرا گرفت و عدم امنیت راه زندگی را بر مردم مسدود نمود، مردم اموال یکدیگر را به غارت بردند، بزرگسالان به کوچکتر از خود رحم نکردند و افراد کم سن و سال احترام بزرگان را رعایت ننمودند، در این موقع، خداوند از فرزندان امام حسن و امام حسین (سلام الله علیهما) مهدی این امت را مأمور به قیام می فرماید و کاخهای ضلالت و گمراهی (شرک و کفر و نفاق) را درهم می کوبند و خلاصه به عمر تمام مکتبهای ضد خدایی و ضد ولایی خاتمه می دهد و قلبهای غافل از حق را مسخر می کند و دین را در آخرالزمان برپا می دارد (احکامش را در سرتاسر گیتی اجرا می کند) - چنانچه من به دوران جاهلیت دین مقدس اسلام را در تاریکترین محیطها (شبه جزیرة العرب) برپا داشتم - و جهان را پر از عدل و داد می کند چنانکه پر از ظلم و جور شده باشد.
طبرانی از عوف بن مالک روایت کرده است که رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:
تجی فتنة غبراء مظلمة ثم یتبع الفتن بعضها بعضاً حتی یخرج رجل من اهل بیتی یقال له المهدی (علیه السّلام) فان ادرکته فاتبعه و کن من المهتدین. (227)
فتنه ای بس تاریک جهان را دربر می گیرد، آنگاه فتنه ها یکی پس از دیگری در دنیا پدید می آیند و مردم از آنها متابعت می کنند تا آنکه مردی از فرزندان من که او را مهدی (علیه السّلام) می گویند قیام کند. پس، اگر زمان او را درک کردی فرمانش را اطاعت کن تا از هدایت شوندگان حق باشی.
در روایت زیر که از رسول معظم صلی الله علیه و آله نقل شده است، آن حضرت ضمن اشاره به قیام سید حسنی که مبدأ حرکتشان از خراسان است، چنین امر فرموده اند:
فلا یبقی اهل بیته حتی یبعث الله رأیة من المشرق سوداء من نصرها نصره الله و من خذلها خذله حتی یأتوا رجلاً اسمه کاسمی فیولیه امرهم فیویده الله و ینصره. (228)
پس، باقی نماند اهل بیتش تا اینکه خداوند برانگیزد پرچم سیاهی را از مشرق. هر کس او را یاری کند خداوند را نصرت نموده و هرکس او را رها سازد (یاری اش ننماید) خداوند او را خوار می کند. صاحب پرچم سیاه خود را به کسی می رساند که همنام من است (حضرت محمد بن الحسن العسکری روحی له الفداء). آنگاه آن حضرت آنان را زیر پرچم ولایتش جای می دهد و خداوند هم او را تأیید می فرماید و نصرت می دهد.
سعید بن مسیب از بنیانگذار اسلام صلی الله علیه و آله حدیث می کند که فرمودند:
تخرج من المشرق رایات سود لبنی العباس ثم یمکثون ماشاء الله ثم تخرج رایات سود صغار تقاتل رجلاً من ولد ابی سفیان و اصحابه من قبل المشرق یؤدون الطاعة للمهدی.(229)ع
پرچمهای سیاه از مشرق ظاهر می شوند که مربوط به اولاد عباس هستند. آنها حکومت را به دست می گیرند و مدت زمامداری آنها آنچه خداوند بخواهد می شود (اشاره به قیام علیه بنی امیه و به حکومت رسیدن بنی عباس به دست ابومسلم خراسانی و طول دوران زمامداری آنها و نیز اشاره به قیام جناب سید حسنی است). سپس پرچمهای سیاه کوچک دیگری ظاهر می شوند که با سفیانی و لشکریانش مبارزه می کنند و مردم را به فرمانبرداری از حضرت ولی عصر (علیه السّلام) فرا می خوانند .
(ممکن است اشاره به لشکریان جناب سید حسنی باشد که روزهای اول کم اند) . ابی سعید خدری گفته است که رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:
المهدی منی اجلی الجبهة افنی الانف یملأ الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت جوراً و ظلماً. (230)
مهدی از من است. پیشانی اش گشاد و پرفروغ و بینی اش کشیده و قلمی خواهد بود. صفحه گیتی را پس از انباشته شدن از ظلم و جور، از عدل و داد پر می کند.
صالح فرزند ابی خلیل از دوستش نقل می کند که ام سلمه همسر رسول گرامی صلی الله علیه و آله فرمودند:
یکون اختلاف عند موت الخلیفة فیخرج رجل من اهل المدینة هارباً الی مکة فتأتیه ناس من اهل مکة فیخر جونه و هو کاره فیبایعونه بین الرکن والمقام و یبعث الیه بعث من الشام فیخسف بهم بالبیداء بین مکة والمدینة فاذا رأی الناس ذلک اتاه ابدال الشام و عصائب اهل العراق فیبایعونه ثم ینشأ رجل من قریش اخواله کلب فیبعث الیهم بعثاً فیظهرون علیهم و ذلک بعث کلب والخیبة لمن لم یشهد غنیمة کلب فیقسم المال و یعمل فی الناس بسنة نبیهم صلی الله علیه و آله وسلم. (231)
هنگام مرگ خلیفه اختلافی به وجود می آید و مردی از اهل مدینه به سوی مکه می گریزد و جمعی از مردم مکه بین رکن و مقام با او بیعت می کنند. آنگاه جمعیتی از شام به خلاف او قیام می کنند و به طرف مکه به حرکت درمی آیند. پس، در زمین بیداء بین مکه و مدینه به زمین فرو می روند و چون مردم از این جریان آگاه می شوند برجستگان شام و نیز جمعی از مردم عراق به سوی او می آیند و با او بیعت می کنند و مردی از طایفه کلب به سوی کسانش می فرستد. پس جمعتی به سوی آنها می آیند و درگیری بین آنها پیدا می شود و آنان شکست می خورند و در این پیروزی هرکس که از غنائم طایفه کلب نصیبی نداشته باشد زیان کرده است و اینان به روش رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در میان مردم عمل می کنند و اموال و غنائم را بین مردم تقسیم می نمایند.
مسلم از ابی نضره نقل می کند:
کنا جالساً عند جابربن عبدالله فقال یوشک اهل العراق ان لا یجبی الیهم قفیز ولا درهم قلنا من این ذاک؟ قال من قبل العجم یمنعون ذلک ثم قال یوشک اهل الشام ان لایجبی الیهم دینار ولا مدی قلنا من این ذاک قال من قبل الروم ثم سکت هنیئة ثم قال قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم یکون فی آخر امتی خلیفة یحثی المال حثیاً و لایعده عداً قیل لابی نضرة وابی العلاء اتریان انه عمر! بن عبدالعزیز قالا لا. (232)
در خدمت جابرن عبدالله انصاری نشسته بودم . فرمود: در آینده به اهالی عراق درهم و دیناری نخواهد رسید . عرض شد: چرا؟ فرمود: عجم ممانعت خواهد کرد . سپس فرمود: از طرف رومیها . آنگاه مکثی فرمود و گفت: رسول اکرم صلی الله علیه و سلم فرموند: در آخر الزمان خلیفه ای بر جهان حکم می راند که اموال را بدون حساب و شمارش می دهند . شنوندگان به ابی نضره و ابی علاء گفتند: آیا احتمال می دهید که این خلیفه با این اوصاف عمر بن عبدالعزیز باشد؟ هر دو گفتند: نه، چنین نیست . ثوبان درباره آینده دنیا از زبان بنیانگذار اسلام صلی الله علیه و آله چنین می گوید:
یقتتل عند کنزکم ثلاثة کلهم ابن خلیفة ثم لایصیر الی واحد منهم ثم تطلع الرایات السود من قبل المشرق فیقتلونکم قتلاً لم یقتله قوم ثم ذکر شیئاً لا احفظه فقال فاذا رأیتموه فبایعوه ولو حبواً علی الثلج فانه خلیفة الله المهدی. (233)
سه نفر در کنار کعبه می جنگند که تمامشان فرزند یک خلیفه هستند (کنز راکنایه از کعبه گرفته اند). آنگاه حکومت به هیچ کدام از آنها نمی رسد؛ سپس پرچمهای سیاه از جانب شرق به اهتزاز درمی آید و نبرد سختی درمی گیرد (که مانند آن دیده نشده است). چون این پرچمها را مشاهده کردید با صاحب آن (فرمانده) بیعت کنید حتی اگر روی برفها راه بروید ولو با سرزانو یا سینه. زیرا آن فرمانده نماینده و جانشین خدا مهدی منتظر است.
عبدالله می گوید:
بینا نحن عند رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم اذا اقبل فتیة من بنی هاشم فلما رآهم رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم اغرورقت عیناه و تغیر لونه فقلت ما نزال فی وجهک شیئاً نکرهه فقال انا اهل بیت اختار الله لنا الاخرة علی الدنیا و ان اهل بیتی سیلقون بعدی بلاء و تشدیداً و تطریداً حتی یأتی قوم من قبل المشرق معهم رایات سود فیسئلون الخیر فلا یعطونه فیقاتلون فینصرون فیعطون ما سألوا فلا یقبلونه حتی یدفعوها الی رجل من اهل بیتی فیملؤها قسطاً کما ملؤوها جوراً فمن ادرک ذلک منکم فلیأتهم ولو حبواً علی الثلج. (234)
همینطوری که در خدمت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم بودیم ناگهان عده ای از بنی هاشم (البته از جوانان) بر آن حضرت وارد شدند. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نگاهی به آنها فرمودند و چشمان مبارکشان
پر از اشک شد و رنگ صورت شریفشان تغییر کرد. عرض کردم: یا رسول الله! همیشه در رخسار شما حالتی را می بینم که ما ناراحت می کند (در حقیقت، سؤال از علت تغییر قیافه و ناراحتی بوده است). در جواب فرمودند: ما اهل بیتی هستیم که خداوند عالم آخرت را بر دنیا برای ما اختیار فرموده است. بعد از من خاندانم گرفتار مصائب و بلایا و سختیها خواهند شد (قتل، اسارت، زندان، تبعید و خانه نشینی) تا اینکه مردمی از جانب مشرق بیایند در حالی که پرچمهای سیاه به دست دارند و از مردم می خواهند که از کارها و مردم بد دوری گزینند و به سوی خوبیها روی آورند. آنها را اجابت نمی کنند. سرانجام می جنگند تا پیروز می شوند. آنگاه مردم اعلام آمادگی برای قبول خیرات و خوبیها می کنند، اما آنها نمی پذیرند تا اینکه می آیند و پرچم پیروزی را به یکی از مردان خاندان من می دهند و او جهان را پر از عدل و داد می کند پس اینکه از ظلم و جور انباشته شده باشد. پس، هر کس از شما آن زمان را درک کرد به سراغ آنها برود ولو به نحو سینه خیز روی برف باشد.
خواننده عزیز!
ممکن است فرمایش رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله اشاره به قیام جناب سید حسنی باشد که از خراسان با یارانش حرکت می کند و جمع کثیری از دشمنان اهل بیت را به هلاکت می رساند و خدمت امام عصر روحی له الفداء می رسد و با یارانش تسلیم آن حضرت می شوند و اسلام واقعی پیاده می شود و جهان از عدالت لبریز می گردد- اللهم عجل فرجه -.
عبدالله بن عباس روایت کرده است از رسول اکرم صلی الله علیه و آله که فرمودند:
ان خلفائی و اوصیائی و حجج الله علی الخلق بعدی لأثناعشر اولهم اخی و آخرهم ولدی قیل یا رسول الله و من اخوک قال علی بن ابی طالب قیل فمن ولدک قال المهدی الذی یملؤها قسطاً و عدلاً کما ملئت جوراً و ظلماً والذی بعثنی بالحق بشیراً (و نذیراً) لولم یبق من الدنیا الا یوم واحد لطول الله ذلک الیوم حتی یخرج فیه ولدی المهدی فینزل الله عیسی بن مریم فیصلی خلفه و تشرق الارض بنور ربها و یبلغ سلطانه المشرق و المغرب. (235)
جانشینان من و اوصیای من و حجتهای خداوند بر مردم بعد از من دوازده نفرند که اول آنها برادرم آدم است و آخرین آنان فرزندم خواهد بود. عرض شد: یا رسول الله! برادر شما کیست؟ فرمودند: علی بن ابی طالب. عرض شد: فرزندتان کیست؟ فرمودند: مهدی که جهان را پر از عدل و داد می کند بعد از اینکه از ظلم و جور پر شده باشد. آنگاه اضافه می فرمایند: به حق آن خداوندی که مرا به راستی و حق مبعوث فرموده است برای راهنمایی بشر و بشارت دادن آنها به نعمتهای ابدی خداوند و ترساندنشان از عذابهای او،
که اگر از عمر دنیا جز یک روز نماند پروردگارم آن روز را آنقدر طولانی می کند تا اینکه فرزندم مهدی در آن روز قیام کند و عیسی بن مریم روح الله از آسمان به زیر آید و پشت سر او نماز بخواند و جهان به نور پروردگارش روشن گردد و حکومت فرزندم شرق و غرب عالم را فراگیرد.
ابو نعمیم به سند خودش از ثوبان نقل می کند که رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
اذا رأیتم الرایات السود من خراسان فاتوها و لو حبواً علی الثلج فان فیها خلیفه الله المهدی. (236)
هرگاه دیدید که از جانب خراسان پرچمهایی به رنگ سیاه به اهتزاز در آمد، از آنها استقبال کنید و لو اینکه پای پیاده بلکه با سر زانو روی برفها راه بروید؛ زیرا حجت و جانشین خداوند در این جمعیت است و آن حضرت مهدی (علیه السلام) است.
حضرت جواد الائمة علیه السلام درباره نشانه های ظهور و روز اول آن چنین فرموده است:
قال ینادی مناد من السماء باسم المهدی فیسمع من بالمشرق و المغرب حتی لا یبقی راقد الا استیقظ. (237)
منادی از آسمان به نام حضرت مهدی فریاد می زند و اهل مشرق و مغرب همه آن صدا را می شنوند. حتی افرادی که در خواب هستند از شنیدن آن بیدار می شوند.
خواننده عزیز!
با قدرت بی نهایت خداوند صدا به زبانهای مختلف ترجمه می شود و اهل هر زبانی آن را می شنود.
امّ سلمه بانوی حرم رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل کرده است که آن حضرت فرمودند:
یبایع لرجل من امتی بین الرکن و المقام کعدة اهل بدر فتاتیه عصب العراق و ابدال الشام فیاتیهم جیش من الشام حتی اذا کانوا بالبیداء خسف بهم ثم یسیر الیه رجل من قریش اخوا له کلب فیهزمهم الله تعالی قال و کان یقال ان الخائب یومئذ من خاب من غنیمة کلب. (238)
در بین رکن و مقام (کنار کعبه معظمه) با مردی از امت من بیعت می شود.
بیعت کنندگان به تعداد اهل بدر هستند (یعنی سیصد و سیزده نفرند). پس، جمعیتی نیرومند از عراق و برجستگانی از شام خواهند آمد و در این موقع لشکری از شام می آید که چون به سرزمین بیداء می رسد (نزدیک مکه مکرمه) در این سرزمین همه جمعیت فرو می روند. آنگاه مردی از قریش با اقوامش از قبیله کلب می آید. خداوند آنها را از بین می برد و در آن روز مغبون کسی است که از غنائم بنی کلب محروم بماند.
ابی سعید خدری در ارتباط با سالهای قبل از ظهور حضرت بقیةالله ارواحنا له الفداء از آورنده اسلام صلی الله علیه و آله حدیثی نقل نموده است که آن حضرت می فرماید:
ستکون بعدی فتن منها فتن الاطلاس یکون فیها هرب و حرب ثم من بعدها فتن اشد منها کلما قیل انقطعت تمادت حتی لایبقی بیت من العرب الا دخلته و لا مسلم الا وصلته حتی یخرج رجل من عترتی. (239)
زود است که بعد از من فتنه هایی بر پا می شود (اطلاس). در این فتنه هرج و مرج و نبرد به چشم می خورد. بعد از این، فتنه هایی سنگین تر و شدیدتر به وجود خواهد آمد که مردم پیوسته انتظار تمام شدن آن را می کشند، اما متأسفانه ادامه خواهد داشت تا اینکه خانه ای در دنیای عرب نماند مگر اینکه این فتنه داخل آن خانه شود. بعلاوه، شعاع این فتنه چندان وسیع است که هر مسلمانی در هر کجا که باشد دچار آن فتنه خواهد شد تا اینکه مردی از دودمان من قیام کند.
ابی هریره از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نقل می کند که آن حضرت فرمودند:
یخرج رجل یقال له السفیانی فی عمق دمشق و عامة من تبعه من کلب فیقتل حتی یبقر بطون النساء و یقتل الصبیان فتجمع لهم قیس فیقتلها حتی لایمنع ذنب تعلة و یخرج رجل من اهل بیتی فی الحرم فیبلغ السفیانی فیبعث الیه جنداً من جنده (او من اجناده) فیهزمهم فیسیر الیه السفیانی بمن معه حتی اذا جاز ببیداء من الارض خسف بهم فلاینجو الا المخبر عنهم. (240)
مردی از شام به نام سفیانی خروج می کند و تمام افرادی که از او متابعت می کنند از طایفه کلب هستند. پس، کشتار می کنند؛ حتی شکم زنها را می درند و بچه ها را می کشند. آنگاه طایفه قیس با او جنگ می کنند و همگی کشته می شوند و کسی که بتواند مقاومت کند نمی ماند. در این هنگام مردی از خاندان من در مکه مکرمه قیام می کند و خبر قیامش به سفیانی می رسد.
پس، از لشکریان خود جمعیتی را به جنگ او می فرستد و خود با لشکریانش به طرف مکه معظمه حرکت می کند. وقتی که به سرزمین بیداء (در نزدیکی مکه مکرمه) می رسند به امر خداوند، زمین آنها را فرو می برد و نمی ماند از آن لشکر مگر خبردهنده ای (که خبر نابودی لشکر را به مکه معظمه یا شام می رساند).
یکی از مهاجران قبطیه از امّ سلمه همسر گرامی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نقل می کند که ایشان فرمودند:
لیخسفن بقوم یغزون هذا البیت ببیداء من الارض فقالت امّ سلمة یا رسول الله ارایت ان کان فیهم الکاره فقال (ص) یبعث کل رجل علی نیته. (241)
همانا گروهی که عازم نبرد با خانه کعبه هستند در سرزمین بیداء فرو می روند. امّ سلمه عرض می کند: یا رسول الله! آیا امکان دارد که یک نفر در میان این مردم مجبور باشد؟ فرمودند: هر کسی بر اساس نیتی که دارد (در پیشگاه خداوند) محشور می شود.
خواننده محترم!
البته منظور از نبرد با خانه کعبه یعنی جنگ با حضرت بقیةالله روحی له الفداء و مراد از این لشکر، لشکر سفیانی است.
از حذیفه روایت شده است که حضرت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله فرمودند:
تکون وقعه بالزوراء قالوا یا رسول الله و ما الزوراء قال مدینه بالمشرق بین انهار سکنها شرار خلق الله و جبابرة من امتی تقذف باربعة اصناف من العذاب بالسیف و الخسف و القذف و المسخ. (242)
فاجعه ای بس بزرگ در زوراء پیاده می شود. عرض کردند: زوراء کجاست؟ فرمودند: شهری است در مشرق و در اطرافش نهرهایی قرار گرفته است. ساکنان آن از ستمگران امت من و بدترین مخلوقات روی زمین هستند که به وسیله چهار نوع از بلا عذاب می شوند:
1. کشتار به وسیله شمشیر
2. فرو رفتن در زمین
3.پرتاب کردن و درهم کوبیدن
4.مسخ شدن.
پیامبر بزرگ اسلام فرمودند:
اذا خرجت السودان طلبت العرب ینکشفون حتی یلحقوا ببطن الارض او قال ببطن الاردن فبینماهم کذلک اذا خرج السفیانی فی ستین و ثلاثمائة راکب حتی یاتی دمشق فلا یاتی علیهم شهر حتی یبایعه من کلب ثلثون الفاً فیبعث جیشاً الی العراق فیقتل بالزوراء مائة الف و یخرجون الی الکوفه فینهبونها صالح فیستنفذ ما فی ایدیهم من سبی اهل الکوفة و یقتلهم و یخرج جیش آخر من جیوش السفیانی الی المدینة فینهبونها ثلاثة ایام ثم یسیرون الی مکة حتی اذا کانوا بالبیداء بعث الله تعالی جبرئیل علیه السلام فیقول یا جبرئیل عذبهم فیضربهم برجله ضربة یخسف الله عزوجل بهم فلا یبقی منهم الا رجلان فیقدمان علی السفیانی فیخبرانه بخسف الجیش فلا یهوله ثم ان رجالاً من قریش یهربون الی قسطنطنیة فیبعث السفیانی الی عظیم الروم ان ابعث بهم فی المجامع فیبعث بهم الیه فیضرب اعناقهم علی باب المدینه بدمشق.
قال حذیفة حتی انه یطاف بالمرأة فی مسجد دمشق بالثوب علی مجلس مجلس حتی تأتی فخذ السفیانی فتجلس علیه و هو فی المحراب قاعداً فیقوم رجل من المسلمین فیقول و یحکم اکفرتم بعد ایمانکم ان هذا لا یحل فیقوم فیضرب عنقه فی مسجد دمشق و یقتل کل من شایعه علی ذلک فعند ذلک ینادی مناد من السماء یا ایها الناس ان الله عزوجل قد قطع عنکم مدة الجبارین و المنافقین و اشیاءهم و ولاکم خیر امة محمد صلی الله علیه فالحقوا به بمکة فانه المهدی.
قال حذیفة فقام عمر بن الحصین فقال یا رسول الله کیف لنا حتی نعرفه قال هو رجل من ولدی کانه من رجال بنی اسرائیل علیه عباءتان قطوانیتان کان وجهه الکوکب الدری فی اللون فی خده الایمن خال اسود بن اربعین سنة فیخرج الابدال من الشام و اشباههم و تخرج الیه النجباء من مصر و عصائب اهل الشرق و اشباههم حتی یاتوا مکة فیبایع له بین الرکن و المقام ثم یخرج متوجها الی الشام و جبرئیل علی مقدمته و میکائیل علی ساقته فیفرح به اهل السماء و اهل الارض و الطیر و الوحوش و الحیتان فی البحر و تزید المیاه فی دولته و تمد الانهار و تضعف الارض اکلها و تستخرج الکنوز کلها فیقدم الشام فیذبح السفیانی تحت الشجرة التی اغصانها الی بحیرة طبریة و یقتل کلباً.
قال حذیفة قال رسول الله صلی الله علیه و سلم فالخائب من خاب یوم کلب و لو بعقال قال حذیفة یا رسول الله یحل قتالهم و هم موحدون فقال رسول الله صلی الله علیه و سلم یا حذیفة هم یومئذ علی ردة یزعمون ان الخمر حلال و لا یصلون. (243)
هرگاه سودان برای دست یافتن به عرب حرکت کرد و در زمین اردن، در این موقع، سفیانی قیام می کند و در حالی که سیصد و شصت هزار سوار در اختیار او هست، می آید تا به شهر شام می رسد و در بین راه تمام شهرها با او بیعت می کنند، از جمله سی هزار تن از طایفه کلب با او بیعت می نمایند. پس، سفیانی لشکری به عراق می فرستد و در زوراء (ظاهراً بغداد باشد) صد هزار تن از جمعیت آن شهر را می کشد. آنگاه از آنجا به سمت کوفه می رود و کوفه را خراب می کند. در این موقع، پرچمهایی از مشرق حرکت می کنند و رهبری آنها را مردی به نام شعیب بن صالح به عهده دارد که با سفیانی درگیری پیدا می کند و اسرای کوفه را نجات می دهد. بعد از این جریان، لشکر دیگری از جانب سفیانی به سمت مدینه حرکت می کند و سه روز آنجا را مورد تعدی و تجاوز قرار می دهد . آنگاه به سمت مکه حرکت می کنند تا اینکه به سرزمین بیداء می رسند. جبرئیل علیه السّلام از طرف خداوند مأموریت پیدا می کند و با اشاره به زمین، تمام این جمعیت را فرو می برد مگر دو نفر که خودشان را به سفیانی می رسانند و او را از هلاکت لشکریانش آگاه می سازند. مقارن این وضع، عده ای از قریش به قسطنطنیه می گریزند و سفیانی از پادشاه روم می خواهد که آنها را تسلیم وی کند. او هم این کار را می کند و پناهندگان را تسلیم سفیانی می نماید و او همه آنها را در ابتدای شهر در دمشق گردن می زند.
حذیفه گفت: سرانجام کار به جایی می رسد که زنها در مسجد جامع دمشق حرکت می کنند و محافلی تشکیل می دهند و در حالی که سفیانی در محراب نشسته است بعضی از زنان در دامن او می نشینند. در این موقع، یک نفر بلند می شود و فریاد می زند:ای مردم! این عمل حرام است، مگر کافر شده اید؟ به امر سفیانی گردنش را می زنند و هر کسی که متابعت از این شخص بکند او را می کشند. پس، در این موقع منادی از آسمان فریاد می زند:ای مردم روی زمین! خداوند به زندگی ستمکاران خاتمه داد و منافقان و پیروان آنها از بین رفتند (حکومت باطل و اهل آن واژگون شد). خداوند برای شما فرمانروایی از آل محمد صلی الله علیه و آله معین فرموده که در مکه است. بشتابید و از دستورهایش پیروی کنید و نامش مهدی است.
حذیفه گوید: عمر بن حصین برخاست و عرض کرد: یا رسول الله! مشخصات او را برای ما بیان فرمایید تا او را بشناسیم. حضرت فرمودند: او مردی از فرزندان من است که از نظر جسم و قوای جسمانی مانند اسرائیلیان است. دو عبای سفید پوشیده است، صورتش مانند ستاره درخشان می درخشد، در طرف راست صورتش خالی سیاه است و از لحاظ سن به مرد چهل ساله ای می ماند. مردانی از شام به نام ابدال و پیروانشان و نیز نجبا و یاران آنها از مصر و جمعیتی از مشرق حرکت می کنند تا اینکه به مکه معظمه می رسند و در بین رکن و مقام با آن حضرت بیعت می کنند. در این موقع، مهدی ما به طرف شام حرکت می کند در حالتی که جبرئیل علیه السّلام پیشاپیش او و میکائیل به دنبال او در حرکت اند. موجودات آسمان و زمین - اعم از حیوانات دریایی، پرندگان و چرندگان - از حکومت و قیام او خوشحال هستند. در دولت او نهرهای آب زیاد می شود و زمین برکات خود را مضاعف می کند و تمام گنجهای نهفته آشکار می گردد. او با لشکریانش به شام می رسند و سفیانی را در زیر درختی که شاخه های آن به طرف دریاچه طبریه است سر می برند و طایفه بنی کلب را می کشند.
حذیفه گوید: حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمودند: چه روز بدی است روز کلب. حذیفه عرض کرد: یا رسول الله! چگونه می شود با آنها جنگید و حال آنکه آنها مسلمان اند؟ پیامبر فرمود: اینها در آن روز مرتد هستند و گمان می کنند مشروبات الکلی حلال است و نماز نمی خوانند.
حضرت امام امیرالمؤمنین علیه السّلام خبر از قیام سفیانی و آمدنش به کوفه می دهد و نیز می فرماید:
اذا خرجت خیل السفیانی الی الکوفه بعث فی طلب اهل خراسان و یخرج اهل خراسان فی طلب المهدی فیلتقی هو والهاشمی برایات سود علی مقدمته شعیب بن صالح فیلتقی هو والسفیانی بباب اصطخر فیکون بینهم ملحمة عظیمه فتظهر رایات السود و تهرب خیل السفیانی فعند ذلک یتمنی الناس المهدی و یطلبونه. (244)
در این موقع سفیانی از کوفه قصد حمله به خراسان دارد و مردم خراسان در طلب حضرت مهدی (علیه السّلام) به حرکت در می آیند و با سید هاشمی ملاقات می کنند در حالی که پرچمهای سیاه در اهتزاز است (رایات جنات سید حسنی). پیشاپیش سپاه، شعیب بن صالح قرار گرفته است و در جایی به نام اصطخر نبرد شدیدی در می گیرد که لشکریان سفیانی از بین می روند و آنگاه مردم تمنای دیدار حضرت مهدی (علیه السّلام) را دارند.
نعیم بن حماد در کتاب فتن با سند صحیح از علی علیه السّلام نقل می کند که آن حضرت فرمودند:
والفتن اربع فتنة السراء و فتنة الضراء و فتنة کذا فذکر معدن الذهب ثم یخرج رجل من عترة الرسول علیه الصلوة و السلام یصلح علی یدیه امرهم. (245)
فتنه (فتنه های آخر الزمان) بر چهار قسم است: فتنه سراء، فتنه ضراء و فتنه کذا(ممکن است اشاره به فتنه های عقیدتی باشد). آنگاه اشاره به معدن طلا فرمودند. در این هنگام، مردی از آل رسول صلی الله علیه و آله قیام می کند و امور مردم به دست پرقدرتش اصلاح خواهد شد.
نعیم بن حماد از علی علیه السّلام نقل می کند که فرمودند:
و اذا نادی مناد من السماء ان الحق فی آل محمد (صلی الله علیه و آله) فعند ذلک یظهر المهدی علی افواه الناس و یشربون حبه و لا یکون لهم ذکر غیره. (246)
هرگاه منادی از آسمان (جبرئیل علیه السّلام) ندا در داد که حق با آل محمد (صلی الله علیه و آله) است، در این هنگام، مهدی این خاندان ظاهر می شود که همه مردم او را می بینند و محبت نسبت به آن سرور در دلهای مردم متمرکز می شود بطوریکه یادی از غیر آن حضرت نمی کنند.
ابی اسحاق از امام امیرالمؤمنین علیه السّلام روایت می کند که فرمودند:
نظر الی ابنه الحسین فقال ان ابنی هذا سید کما سماه النبی صلی الله علیه و آله سیخرج من صلبه رجل یسمی باسم نبیکم یشبهه فی الخلق و لا یشبهه فی الخلق ثم ذکر قصة یملا الارض عدلاً. (247)
آن حضرت نگاهی به حضرت امام حسین (علیه السّلام) کردند و فرمودند: این فرزند من سید و آقاست چنانکه جدش او را سید خوانده است (شاید اشاره به حدیث الحسن و الحسین سید اشباب اهل الجنة باشد). بزودی خداوند از نسل او مردی را بوجود می آورد که همنام (محمد) و از نظر ظاهر و قیافه شبیه پیامبر شماست اما از نظر اخلاق با او فرق می کند(ممکن است اشاره به اختلاف برنامه کار باشد که وجود مقدس رسول الله صلی الله علیه و آله مأمور به ظاهر بود، اما حضرت مهدی علیه السّلام چون باید جهان را اصلاح کند مأمور به واقع است).
سپس داستانی را که زمین را پر از عدل می کند، ذکر کرد.
هلال بن عمرو از امام امیرالمؤمنین علیه السّلام حدیث می کند که آن سرور فرمودند:
قال النبی صلی الله علیه و آله یخرج رجل من وراء النهر یقال له الحارث بن حراث علی مقدمته رجل یقال له المنصور یواطی ء او یمکن لآل محمد کما مکنت قریش لرسول الله صلی الله علیه و آله وجب علی کل مؤمن نصره او قال اجابته. (248)
از رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم شنیدم مردی از وراءالنهر که او را حارث بن حراث می گویند قیام می کند. در پیشاپیش او مردی در حرکت است که نامش منصور است (یکی از نامهای مبارک آقا حضرت مهدی روحی له الفداء منصور است) و زمینه را برای حکومت آل محمد آماده می سازد چنانچه قریش نسبت به رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم همین معامله را کردند (آماده ساختن زمینه پیشرفت). فرمودند: بر هر مسلمانی واجب است او را یاری کند (یا دعوتش را اجابت نماید).
محمد بن صامت می گوید:
قلت لأبی عبدالله الحسین بن علی علیهما السلام اما من علامة بین یدی هذا الامر - یعنی ظهور المهدی علیه السّلام - فقال بلی قلت و ما هی قال هلاک بنی العباس و خروج السفیانی والخسف بالبیداء قلت جعلت فداک اخاف ان یطول هذا الامرقان انما هو کنظام الخرز یتبع بعضه بعضاً. (249)
از حضرت امام حسین علیه السّلام پرسیدم: آیا برای ظهور حضرت مهدی علیه السّلام نشانه هایی هست؟ فرمودند: آری. عرض کردم: چیست؟ فرمودند: هلاکت بنی عباس، قیام سفیانی (از شام) و فرو رفتن در سرزمین بیداء (نزدیکی مکه معظمه لشکریان سفیانی به زمین فرو می روند). عرض کردم: فدایت شوم، می ترسم این امر به طول انجامد. فرمودند: این سه نشانه منظم یکی بعد از دیگری خواهد آمد.
بخاری در کتاب خودش از عوف بن مالک از حضرت امام حسین علیه السّلام روایت کرده که آن حضرت فرمودند:
اذا هدم حائط مسجد الکوفة مما یلی دار عبدالله بن مسعود (او دار عبدالملک) فعند ذلک زوال ملک القوم و عند زواله خروج المهدی. (250)
هرگاه دیوار مسجد کوفه که در جنب خانه عبدالله بن مسعود (یا خانه عبدالملک است) خراب شد، در این هنگام، سلطنت دشمنان ما (کنایه از انقراض بنی العباس یا دیگران) ساقط می شود و در این زمان است که مهدی ما قیام می کند
(اللهم عجل فرجه) .






...................) Anotates (.................
1) د9د -د8د فصلت/ 53.

2) د9د -د8د بقره / 156.

3) د9د -د8د آل عمران/ 7.

4) د9د -د8د غیبت نعمانی، ص 250.

5) د9د -د8د انعام / 37.

6) د9د -د8د در باب دابة الارض بعضی گفته اند منظور، حضرت امیرالمؤمنین سلام اللّه علیه است و بعضی دیگر برآنند که منظور، حضرت بقیة الله روحی له الفداء است.

7) د9د -د8د بحارالانوار، ج 52 / ص 181.

8) د9د -د8د انعام / 65.

9) د9د -د8د بحارالانوار، ج 52 / ص 182.

10) د9د -د8د یونس / 51.

11) د9د -د8د سباء / 50.

12) د9د -د8د بحارالانوار، ج 52 / ص 185.

13) د9د -د8د معارج / 1.

14) د9د -د8د بحارالانوار، ج 52 / ص 188.

15) د9د -د8د بصائر الدرجات، ص 147.

16) د9د -د8د اصول کافی، ج 1 / ص 192.

17) د9د -د8د همان مأخذ، ج 1 / ص 192.

18) د9د -د8د همان مأخذ، ج 1 / ص 193.

19) د9د -د8د همان مأخذ، ج 1 / ص 264.%%

20) د9د -د8د همان مأخذ، ج 2، / ص 17.

21) د9د -د8د همان مأخذ، ج 1 / ص 239.

22) بحار النوار ج 52 / ص 190 .
23) البته در بعضی روایات دعای یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک به نام دعای غریق ذکر شده .
24) بحار الانوار ج 52 / ص 190
25) د9د -د8داین آیینه در مقابل اسلام و کشورهای به اصطلاح مسلمان قرار بده مسلماً غیر از اسم و رسم از قرآن و اسلام چیز دیگری نمی بینی
26) همان ماخذ ج 52 / ص 191
27) د9د -همان مأخذ، ج 52 / ص 192 .
28) د9د -الامام المهدی عند اهل السنه، ج 2، مشارق الانوار، ص 29 .
29) د9د -نوائب الدهور، ج 1 / ص 150 .
30) د9د -اثباه الهداه، ج 7 / ص 390 و 391 .
31) د9د -فرورفتگی زمین
32) د9د -د8د غیبت طوسی، ص 275.

33) د9د -د8د نوائب الدهور، ص 291.

34) د9د -د8د انعام / 65.

35) د9د -د8د مؤمنون / 115.

36) د9د -د8د بحارالانوار، ج 52 / ص 262 - 264.

37) د9د -د8د الملاحم و الفتن، ص 54.

38) د9د -د8د نوائب الدهور، ص 106.

39) د9د -د8د الملاحم و الفتن، ص 21.

40) د9د -د8د الملاحم و الفتن، ص 52.

41) د9د -د8د الملاحم والفتن، ص 100.

42) د9د -د8د یکی از نامهای حضرت مهدی روحی له الفداء.

43) د9د -د8د نوائب الدهور، ص 131. طبق روایات زیادی مراد از دابة الارض حضرت علی علیه السلام است (ناشر).

44) د9د -د8د نوائب الدهور، ص 146.

45) د9د د8د نوائب الدهور، ص 166.

46) د9د -د8د نوائب الدهور، ص 170.

47) د9د -د8د نوائب الدهور، ص 168.

48) د9د -د8د هود / 15.

49) د9د -د8د شوری / 20.

50) د9د -د8د کهف / 110.

51) د9د -د8د زخرف / 67.

52) د9د -د8د نساء / 135.

53) د9د -د8د لیل / 20.

54) د9د -د8د الزام الناصب، ج 2، ص 150 - 152.

55) د9د -د8د آنگاه آیاتی از قرآن تلاوت فرمودند از سوره تبارک. طالبان به شرح آیات مراجعه نمایند.

56) د9د -د8د روزگار رهایی، ص 450.

57) د9د -د8د همان مأخذ، ص 451.

58) د9د -د8دهمان مأخذ، ص 452.

59) د9د -د8د همان مأخذ، ص 453 و 454.

60) د9د -د8د همان مأخذ، ص 467.

61) د9د -د8د بحار، ج 53، ص 10.

62) د9د -د8د روزگار رهایی، ص 429.

63) د9د -د8د همان مأخذ، ص 554.

64) د9د -د8د الامام المهدی (عج) من المهد الی الظهور، ص 365.

65) د9د -د8د بحارالانوار، ج 52 / ص 266.

66) د9د -د8د اختصاص مفید، ص 207.

67) د9د -د8د با این تفاوت که جناب ایوب تقریباً هفت سال در مصائب و بلاها صبر کرد، اما حضرت مهدی ارواحنا له الفداء بیش از یکهزار و صد و چهل و چند سال در مقابل همه مصائب و سختیها و هجوم دشمنان و تبلیغات مسموم منافقان و معاندان صبر کرده اند تا زمانی که خداوند فرمان ظهورشان را امضاء فرماید.

68) د9د -د8د بحارالانوار، ج 52 / ص 193.

69) د9د -د8د اثباة الهداة، ج 7 / ص 414.

70) د9د -د8د اشاره به شخصیت مادر مکرمه حضرت بقیة الله، حضرت نرجس خاتون سلام الله علیها، فرموده اند.

71) د9د -د8د غیبت نعمانی، ص 278.

72) د9د -د8د کمال الدین، ج 2، ص 654.

73) د9د -د8د الملاحم و الفتن، ص 59.

74) د9د -د8د همان مأخذ، ص 35.

75) د9د -د8د قابل توجه اینکه خطبه مزبور با تفاوتهایی نقل شده است، از جمله در خود الزم الناصب (ج 2 / ص 213 و سپس در ص 232). ضمناً در مورد ترجمه، آنچه که به ذهن نزدیکتر می آمد ذکر شد و ممکن است معانی دیگری هم از آن بتوان استفاده کرد، که حتماً نیز چنین است و ما به خاطر عدم اطاله کلام آنها را ذکر نکرده، این کار را به خود خوانندگان پژوهشگر واگذار نمودیم. همچنین، باید متذکر این نکته شد که خطبه مورد بحث دارای مضامین بسیار عالی است و گویا اصلاً طوری القاء شده که احتمالات مختلف در آن مطرح و ملحوظ گردد، و به اصطلاح، استعمال لفظ در اکثر از معنی که نزد محققان صحیح است در اینها انجام شده، یعنی هر فقره چندین معنی دارد.

76) د9د -د8د الزم الناصب، ج 2 / ص 181.

77) د9د -د8د شاید هم کلمه مزبور شقاق به ضم شین باشد به معنای مرضی که در پای چارپا پیدا می شود و او را از رفتن و دویدن بازمی دارد، که کنایه از این است که اگر در جایی به مانعی برخورد کردند، با خونریزی هم که شده است خود را از آن مانع عبور می دهند و هیچ ابایی از هیچ کاری ندارند.

78) د9د -د8د روضة کافی، ج 2 / ص 359 - 362.

79) د9د -د8د روزگارهایی، ص 459.

80) د9د -د8د توبه / 33.

81) د9د -د8د روزگارهایی، ص 461.

82) د9د -د8د همان مأخذ و صفحه.

83) د9د -د8د بحارالانوار، ج 52 / ص 275.

84) د9د -د8د روزگار رهایی، ص 429.

85) د9د -همان مأخذ، ص 471 .
86) د9د -طرطوس از شهرهای بندری سوریه است .
87) د9د -استانبول فعلی .
88) د9د -د8د روزگارهایی، ص 554.

89) د9د -بحار الانوار، ج 52 / ص 265 .
90) د9د -د8د بحارالانوار، ج 52 / ص 190.

91) د9د -د8د البته در بعضی روایات دعای (یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک)به نام دعای غریق ذکر شده.

92) د9د -د8د بحار الانوار، ج 52 / ص 190.

93) د9د -د8د این آیینه را در مقابل دنیای اسلام و کشورهای به اصطلاح مسلمان قرار بده، مسلماً غیر از اسم و رسم از قرآن و اسلام چیز دیگری نمی بینی.

94) د9د -د8د همان مأخذ ج 52 / 191.

95) د9د -د8د همان مأخذ، ج 52 / ص 192.

96) د9د -د8د الامام المهدی عند اهل السنه، ج 2؛ مشارق الانوار، ص 29.

97) د9د -د8د نوائب الدهور، ج 1/ ص 150.

98) د9د -د8د اثباة الهداه، ج 7 / ص 390 و 391.

99) د9د -د8د فرورفتگی زمین

100) د9د -د8د بحارالانوار، ج 52 / ص 265.

101) د9د -د8د ارشاد مفید، ج 3، ص 347.

102) د9د -د8د همان مأخذ، ص 358.

103) د9د -د8د همان مأخذ، ص 360.

104) د9د -د8د تاریخ ما بعد الظهور، ص 762.

105) د9د -د8د هود / 86.

106) د9د -د8د اثباة الهداة، ج 7 / ص 392.

107) د9د -د8د غیبت طوسی، ص 274.

108) د9د -د8د غیبت نعمانی، ص 279.

109) د9د -د8د همان مأخذ، ص 279.

110) د9دد8د غیبت نعمانی، ص 280.

111) د9د -د8د نساء / 47.

112) د9د -د8د آل عمران / 34.

113) د9د -د8د بقره / 148.

114) د9د -د8د الامامة و التبصرة، ص 131.

115) د9د -د8د الملاحم و الفتن، ص 56.

116) د9د -د8د غیبت نعمانی، ص 257.

117) د9د -د8د همان مأخذ، ص 264.

118) د9د -د8د روزگارهایی، ج 1 / ص 453.

119) د9د -د8د اصول کافی، ج 1، ص 231.

120) د9د -د8د روزگارهایی، ج 1 / ص 458.

121) د9د -د8د الامام المهدی علیه السّلام من المهد الی الظهور، ص 390.

122) د9د -د8د اثباة الهداة، ج 7 / ص 426.

123) د9د -د8د مکیال المکارم، ج 2 / ص 184.

124) د9د -د8د همان مأخذ، ص 186.

125) د9د -د8د همان مأخذ، ص 187.

126) د9د -د8د همان مأخذ، ص 189.

127) د9د -د8د مکیال المکارم، ج 2 / ص 189.

128) د9د -د8د بحارالانوار، ج 52 / ص 217.

129) د9د -د8د بحارالانوار، ج 52 / ص 249.

130) د9د -د8د ارشاد مفید، ص 353.

131) د9د -د8د همان مأخذ، ص 352.

132) د9د -د8د بقره / 155.

133) د9د -د8د ارشاد مفید، ص 353.

134) د9د -د8د روزگارهایی، ج 1 / ص 517.

135) د9د -د8د آل عمران / 83.

136) د9د -د8د ارشاد مفید، ص 359.

137) د9د -د8د همان مأخذ، ص 361.

138) د9د -د8د همان مأخذ، ص 361.

139) د9د -د8د حجر / 75 و 76.

140) د9د -د8د اثباة الهداة، ج 7 / ص 403.

141) د9د -د8د همان مأخذ، ص 397.

142) د9د -د8د همان مأخذ، ص 396.

143) د9د -د8د همان مأخذ، ص 396.

144) د9د -د8د غیبت طوسی، ص 271.

145) د9د -د8د نفس زکیه طبق روایات معتبر جوانی است از آل محمد که پیش از ظهور در بین رکن و مقام در کنار خانه کعبه شهید می شود.

146) د9د -د8د آل عمران / 179.

147) د9د -د8د نوائب الدهور، ج 1، 78.

148) د9د -د8د بحار الانوار، ج 52، ص 254 - 260.

149) د9د -د8د این عبارت یا از باب تقیه است یا جهت امتحان و آزمایش منصور؛ والا حجت خداوند که تمام عالم هستی به امر خداوند متعال در دست اوست چگونه نیاز به دشمن خدا دارد؟

150) د9د -د8د در انگلستان عمل شنیع لواط قانونی اعلام شده و مسأله همجنس بازی فوق العاده شایع است و نیز در بعضی از کشورهای اروپایی دیگر - مانند فرانسه - عمل لواط شایع است و خودفروشان خودشان را عرضه می دارند.

151) د9د -د8د بحارالانوار، ج 53 / ص 7.

152) د9د -د8د زمر/ 74.

153) د9د -د8د غیبت طوسی، ص 267.

154) د9د -د8د همان مأخذ، ص 274.

155) د9د -د8د غیبت نعمانی، ص 270.

156) د9د -د8د همان مأخذ، ص 272.

157) د9د -د8د همان مأخذ، ص 274.

158) د9د -د8د همان مأخذ، ص 274.

159) د9د -د8د الامامة و التبصرة، ص 130.

160) د9د -د8د الزام الناصب، ج 2 / ص 163.

161) د9د -د8د همان مأخذ، ص 159.

162) د9د -د8د همان مأخذ، ص 164.

163) د9د -د8د بقره / 148.

164) د9د -د8د الزام الناصب، ج 2 / ص 287.

165) د9د -د8د غیبت نعمانی، ص 252.

166) د9د -د8د روزگارهایی، ص 458.

167) د9د -د8د همان مأخذ، ص 458.

168) د9د -د8د همان مأخذ، ص 429.

169) د9د -د8د همان مأخذ، ص 430.

170) د9د -د8د همان مأخذ، ص 430.

171) د9د -د8د همان مأخذ، ص 431.

172) د9د -د8د همان مأخذ، ص 513.

173) د9د -د8د همان مأخذ، ص 514.

174) د9د -د8د همان مأخذ، ص 515.

175) د9د -د8د همان مأخذ، ص 515.

176) د9د -د8د کمال الدین صدوق، ج 2 / ص 390 (چاپ جدید، ص 672، ح 25).

177) د9د -همان مأخذ، ص 391 (چاپ جدید، ص 674، ح 28) .
178) د9د -د8د یوسف / 94.

179) د9د -د8د کمال الدین صدوق، ج 2 / ص 392 (چاپ جدید، ص 674، ح 29).

180) د9د -د8د روزگارهایی، ص 515.

181) د9د -د8د همان مأخذ، ص 516.

182) د9د -د8د همان مأخذ، ص 516.

183) د9د -د8د توبه / 33.

184) د9د -د8د کمال الدین صدوق، ج 2 / ص 387 (چاپ جدید، ص 670، ح 16).

185) د9د -د8د روزگارهایی، ج 1 / ص 506.

186) د9د -د8د الامام المهدی علیه السّلام من المهد الی الظهور، ص 516.

187) د9د -د8د اثبات الهداة، ج 7 / ص 430.

188) د9د -د8د همان مأخذ، ص 423.

189) د9د -د8د همان مأخذ، ص 396.

190) د9د -د8د مکیال المکارم، ج 2 / ص 185.

191) د9د -د8د همان مأخذ، ص 188.

192) د9د -د8د همان مأخذ، ص 188.

193) د9د -د8د همان مأخذ، ص 189.

194) د9د -د8د همان مأخذ، ص 187.

195) د9د -د8د شعرا / 4.

196) د9د -د8د بحارالانوار، ج 52 / ص 270 و 271.

197) د9د -د8د همان مأخذ، ص 210.

198) د9د -د8د همان مأخذ، ص 286.

199) د9د -د8د غیبت طوسی، ص 268.

200) د9د -د8د اثباة الهداه، ج 7 / ص 398.

201) د9د -د8د مکیال المکارم، ج 2 / ص 186.

202) د9د -د8د غیبت نعمانی، ص 206.

203) د9د -د8د غیبت طوسی، ص 268.

204) د9د -د8د همان مأخذ، ص 269.

205) د9د -د8د همان مأخذ، ص 269.

206) د9د -د8د همان مأخذ، ص 274.

207) د9د -د8د الملاحم و الفتن، ص 46.

208) د9د -د8د در سال تألیف این کتاب ستاره مذکور در کره زمین دیده شد، حتی با چشمهای غیر مسطح.

209) د9د -د8د الملاحم و الفتن، ص 200،

210) د9د -د8د تذکرة الخواص، ص 138.

211) د9د -د8د الامام المهدی عند اهل السنة، ج 1 / ص 12.

212) د9د -د8د شرح ابن الحدید، ج 9 ص 152.

213) د9د -د8د و استمع یوم یناد المناد من مکان قریب. یوم یسمعون الصیحة بالحق ذلک یوم الخروج (ق / 41 و 42).

214) د9د -د8د ینابیع المودة (چاپ بمبئی)، ص 439.

215) د9د -د8د یعرف المجرمون بسیماهم فیوخذ بالنواصی و الاقدام (رحمان / 41).

216) د9د -د8د ینابیع المودة، ص 439.

217) د9د -د8د ان نشأ ننزل علیهم من السماء آیة فظلت اعناقهم لها خاضعین.

218) د9د -د8د ینابیع المودة، ص 426.

219) د9د -د8د الحاوی للفتاری، جزء دوم، ص 355.

220) د9د -د8د مهدی از خاندان من است و او از فرزندان دخترم فاطمه علیهماالسلام خواهد بود.

221) د9د -د8د همان مأخذ، ص 355.

222) د9د -د8د همان مأخذ، ص 364.

223) د9دد8د همان مأخذ، ص 368.

224) د9د -د8د همان مأخذ، ص 368.

225) د9د -د8د همان مأخذ، ص 368.

226) د9د -د8د اشاره به اینکه همسر حضرت سجاد علیه السّلام دختر حضرت امام حسن است. بنابراین، امام زمان روحی له الفداء از طرف پدر از حضرت امام حسین و از طرف مادر از امام حسن علیهما السلام است. آری نوشته اند که مادر مکرمه حضرت باقر علیه السّلام ام عبدالله دختر حضرت امام حسن علیه السّلام بوده است.


227) د9د -د8د الحاوی الفتاری، جزء دوم، ص 369.

228) د9د -د8د همان مأخذ، ص 371.

229) د9د -د8د همان مأخذ، ص 372.

230) د9د -د8د سنن ابی داود (مختصر)، جزء 6 / ص 160.

231) د9د -د8د همان مأخذ، ص 161.

232) د9د -د8د تذکرة القرطبی، ص 609 و صحیح مسلم، ج 4 / ص 2234.

233) د9د -د8د النهایة ابن اثیر، ص 300 و 301 .

234) د9د -د8د همان مأخذ، ص 300.

235) د9د -د8د فرائدالمسطین ج 2 / ص 312.

236) د9د -د8د فصول المهمه، فصل دوازدهم، ص 295.

237) د9د -د8د عقد الدرر،ص 137.

238) د9د -د8د همان مأخذ، ص 70.

239) د9د -د8د همان مأخذ، ص 51.

240) د9د -د8د همان مأخذ، ص 73.

241) د9د -د8د همان مأخذ، ص 74.

242) د9د -د8د همان مأخذ، ص 81 تا 84.

243) د9د -د8د همان مأخذ، ص 81 تا 84.

244) د9د -د8د الحاوی، ص 372.

245) د9د -د8د همان مأخذ، ص 369.

246) د9د -د8د همان مأخذ، ص 371.

247) د9د -د8د سنن ابی داود (مختصر)، جزء 6، ص 162.

248) د9د -د8د همان مأخذ، ص 162.

249) د9د -د8دعقدالدرر، ص 49.

250) د9د -د8د همان مأخذ، ص 51.