فهرست کتاب


پیشگوئیهای امیر المؤمنین علیه السلام

سید محمد نجفی یزدی

برخی از حالات مردم آخرالزمان

حضرت امیر علیه السّلام در مورد آخرالزمان فرمود:
زمانی بر مردم بیاید بسیار گزنده (مردم در سختی قرار خواهند گرفت) در آن زمان توانگران با (چنگ و) دندان دارائی خود را می گزند (در راه خدا انفاق نمی کنند) در حالی که به این کار امر نشده اند، خداوند سبحان می فرماید: و لا تنسوا الفضل بینکم (397) در میان خودتان فضل و احسان را فراموش نکنید (یعنی به یکدیگر خیر برسانید).
در آن زمان اشرار و تبهکاران گردنکشی کنند و نیکان ذلیل و خوار شوند، با درماندگان خرید و فروش کنند (یعنی اجناس افرادی را که از روی ناچاری کالای خود را به قیمتی بسیار ارزان می فروشند می خرند) با اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله از خرید و فروش با درماندگان نهی فرموده است (398) (زیرا باید به درماندگان کمک کرد و یا در معامله چنان از آنها جنس خرید که با دیگران معامله می شود).

خدا را مظلوم ملاقات کنید نه ظالم

امیرالمؤمنین در مورد مؤمنین آخرالزمان می فرماید: بعضی (از مؤمنین) کشته شده خونشان هدر می شود، برخی از آنها ترسیده پناهگاه می جویند، از ایمان و سوگند (افراد نابکار) فریب می خورند، پس مبادا که هدف فتنه ها و پرچم بدعتها گردید (از آنها دوری کنید و آنها را یاری ننمائید) و بر آنچه ریسمان جامعه بر آن گره خورده ثابت بمانید (دیندار باشید و در محور دین متحد گردید) نزد خداوند متعال مظلومانه وارد شوید نه در حال ظلم و ستمگرانه (اگر بنا شد میان ظلم کشیدن و ظلم کردن یکی را انتخاب کنید، اولی را انتخاب کنید).
از نردبانها شیطان و پرتگاههای ستم بپرهیزید، و شکمهای خود از لقمه های حرام پر نکنید، چرا که شما زیر نظر کسی هستید که گناه را بر شما حرام کرده و راه فرمانبرداری را برای شما هموار نموده است.(399)

هنگام برخورد با فتنه چه باید کرد؟

امیرالمؤمنین در یکی از سخنان حکیمانه خود جهت راهنمائی مردم به هنگام وقوع فتنه و آشوبهای دینی مشکوک، پس از آنکه به مردم سفارش می فرماید که در فتنه ها کاملاً دقت کنید تا مطلب بر شما روشن گردد و مراقب باشید تا به هیچ طرف قدمی برندارید که رهبر و پیرو هر دو مسئول هستند به فتنه بزرگ آخرالزمان پرداخته می فرماید:
پس از این مقدمات، فتنه ای تکان دهنده پیدا شود که خرد کننده و پرشتاب است، دلهای مستقیم منحرف گردد و مردان سالم گمراه شوند.
هنگام روی آوردن آن فتنه، خواهشهای نفسانی مختلف شوند (مردم بخاطر اختلاف سلیقه ها و آراء نفسانی و هوی و هوس با یکدیگر اختلاف پیدا می کنند!) و در زمان پیدایش انقلاب، آراء مشتبه شود، هر که از آن فتنه اطاعت کند هلاک شود و هر که سعایت و بدبینی پیشه کند (بر علیه آن حرف زند) او را خرد کرده نابود سازد.
در آن دگرگونیها مردم چون گله خرهای وحشی (گورخرها) یکدیگر را گاز بگیرند و ریسمان محکم (دین یا وحدت جامعه) متزلزل گردد. و حقیقت پوشیده گردد (حق و باطل معلوم نشود) در آن فتنه سخنان و اعمال درست اندک گردد، ستمگران به سخنرانی پردازند، آن انقلاب صحرانشینان را با آهن دهانه خود بکوبد و با سینه اش آن خرد کند (سلطه او همه جا گسترده شود).
آنها که خود را از گرد و غبار آن فتنه دور می کنند و به تنهائی حرکت می کنند از بین می روند، در راه مبارزه با آن فتنه سوارکاران (دلیران) هلاک شوند.
آن فتنه تار با تلخی قضا و قدر همراه و وارد شده خونهای تازه و پاک را بدوشد و در نشانه های دین رخنه کند، و اعتقادات مردم را تغییر دهد.
خردمندان از آن فتنه تاریک می گریزند و بدخواهان برای آن نقشه می کشند، آن فتنه تاریک رعد و برقی دارد و در آن پیوند خویشی بگسلد و خویشان از هم جدا شوند و اسلام از آن برکنار است، هر که از آن برکنار است، هر که از آن بیزار باشد بیمار است (دچار سختیهایی می شود) و هر که از آن کوچ کند وامانده است (400) (راه چاره ای ندارد).