فهرست کتاب


پیشگوئیهای امیر المؤمنین علیه السلام

سید محمد نجفی یزدی

قرآن و اهل آن در آخر زمان

در این زمان است که قرآن و اهل آن مطرود و رانده از اجتماع گردند (مردم به آنها توجه نکنند) و دو رفیقان یک راهند که کسی پناهشان ندهد (قرآن و عالمین عاملین آن در نظر مردم بی ارزشند) وه که چه دوستان وفادار و پسندیده ای هستند، و خوشا به حال آندو آنچه با خاطرش کار می کنند. در آن زمان قرآن و اهل آن (به ظاهر) در میان مردمند و (در باطن) در آنان نیستند و با آنها هم (موافق) نمی باشند و همراه آنان نیستند، این مردم (دنیا خواهان) بر جدائی (از حق و حق پرستان) گرد هم آیند و از جماعت (مسلمانان) پراکنده گردند. سرپرستی کار این مردم و کار دینشان را، کسانی به دست گرفته اند که به نیرنگ و زشت کاری و رشوه و آدم کشی در میان آنها رفتار کنند، گویا خود را پیشوایان و راهنمایان قرآنی می پندارند در صورتی که قرآن پیشوا و رهبر آنها نیست (بلکه هوای نفس و شیطان امام آنهاست) از حق (و حقیقت) در میان ایشان به جای نماند (سخنگوها و نویسندگان بسیار اما عامل به آن کم است) کسی است که آوازه حکمتهای قرآن به گوشش خورده و به پیروی آن درآید ولی هنوز درست ننشسته که از دین بیرون رود و از دین و روش پادشاهی به آئین پادشاهی دیگر درآید (خلاصه دین او تابع آراء حکمرانان باشد) و از تحت سرپرستی پادشاهی به سرپرستی پادشاهی دیگر برآید، و از پیروی زمامداری به پیروی زمامدار دیگری درآید، و از تعهدات سلطانی به زیر بار تعهدات سلطان دیگری برود، و به تدریج از آنجائی که خود خبر ندارند خدای تعالی آنان را بوسیله آرزو و امید به نابودی کشاند. براستی که دام خدا بسیار محکم و سخت است، تا بدانجا که در گناه و نافرمانی زاد و ولد کنند و به جور و ستم دینداری نمایند.

مسجدهای آخر زمان و اهل آن

در صورتی که قرآن کریم از جور و ستم به هیچ نحو نگذرد - گمراهانی هستند سرگردان که به غیر دین خدای عزوجل دینداری کنند، و برای غیر خدا سر تعظیم فرود آورند.
مساجد ایشان در آن زمان از گمراهی آباد و از هدایت ویران است (در آنها به جای تعالیم عالیه قرآن به سخنان یهود و نصاری می پردازند و مردم را مشتاق آنها می کنند و یا آنکه جماعت ملعونه و مبغوضه صوفیه در آنجا ترویج می کنند یا بدعت گذاران).
قاریان قرآن و آباد کنندگان مساجد در آن زمان ناامیدترین خلق خدایند (نه دین دارند و نه دنیا زیرا امر آنان بر ریا است) گمراهی از آنان سرچشمه می گیرد و به آنها باز می گردد (زیرا در تعالیم قرآن دست برده مردم را گمراه می کنند و سازندگان مسجد نیز آن را برای بدعت گذاران آماده می سازند) و از این رو حضور در مساجد ایشان و رفتن به سوی آنها کفر به خدای بزرگ است مگر آن کس که به مساجد آنها برود و گمراهی آنان را بداند (یقین کند که گمراه نمی شود و می تواند دست عده ای را بگیرد و نجات دهد).
و در نتیجه کرداری که به آن روش دارند مساجد آنها از هدایت ویران و از گمراهی آباد است.
سنت خدا دگرگون شده و حدود مقرراتش مورد تجاوز قرار گرفته، و به هدایت دعوت نکنند، و غنائم را به اهلش تقسیم نکنند و به عهد و پیمان وفادار نیستند.
کشته های خود را که به این طریق (ضلالت) در جنگها کشته شوند (نابجا) شهید خوانند و با افترا و انکار به نزد خداوند روند (کافر هستند).
به وسیله جهل و نادانی از علم بی نیازی جویند، و اینها پیش از این مردان نیک و شایسته را به انواع شکنجه ها زجر دادند و سخن راست آنها را افتراء بر خدا نامیدند، و کار نیک آنها را به بدی پاداش دادند.
سپس حضرت پس از آنکه دوباره از حضرت رسول تمجید فرموده و درباره مرگ و توبه بیاناتی فرمود به اینجا رسید که فرمود: و بدانید که شما رشد (یعنی راه درست و حق) را نمی شناسید مگر پس از آنکه تارک و رها کننده آن را بشناسید (چنانچه در مثل است که گویند ادب را از بی ادبان آموختم یا تعرف الاشیاء با ضدادها) و نتوانید به عهد و پیمان کتاب چنگ زنید جز آنکه پیمان شکن قرآن را بشناسید، و نتوانید به آن تمسک جوئید مگر آنکه پشت کننده به قرآن را بشناسید، و نتوانید قرآن را آن طور که باید بخوانید مگر آنکه تحریف کننده آن را بشناسید و گمراهی را نشناسید تا وقتی که هدایت را بشناسید، و تقوی و پرهیزکاری را نشناسید تا وقتی که متجاوز را بشناسید.

قرآن را از اهلش فرا بگیرید نه از دیگران

و چون اینها را شناختید بدعتها و زورگوئیها را خواهید شناخت، و افترای بر خدا و رسولش و تحریف قرآن را خواهید یافت، و می بینید که خداوند هدایت یافتگان را چگونه هدایت کرده، مبادا کسانی که (معارف کتاب و سنت) را نمی دانند شما را به نادانی و (گمراهی) اندازد، چونکه براستی علم قرآن را نداند که چیست جز آنکه طعمش را چشیده باشد، و به وسیله علم آن نادانی خود را به دانائی و کوری را به بینائی و کری خود را به شنوائی مبدل سازد.
و کارهای نیک خود را در نزد خدای که نامش بلند باد ثبت کرده و کارهای بد را محو و نابود کرده است و به مقام رضوان (خشنودی خدای تبارک و تعالی) نائل گشته.
پس علم قرآن را تنها از اهل آن بجوئید که تنها همانها هستند که نوری که از آن باید پرتو گرفت و آن پیشوایانی که به آنها باید اقتدا کرد، و آنهایند مایه زندگی، علم و دانش و وسیله مرگ جهل و نادانی. و هم که حکمهای آنان شما را از علم و دانششان آگاه سازد، و همان خموشی آنها (مردم را) از منطق (صواب) آنان با خبر سازد. و ظاهرشان دلیل باطن آنها است (یکی است) با دین و آئین مخالفت نکنند و اختلافی هم در آن ندارند و همان دین (یا قرآن) در میان آنها گواهی صادق است، و خاموشی است گویا (به ظاهر خموش است ولی بر اهلش گویا) پس آنانند که به خاطر مقام و عظمتی که دارند گواهان هستند به آن حقی که نازل فرموده و خبر دهندگانی هستند راستگو، نه با حق مخالفت دارند و نه در آن اختلاف کنند، سابقه آنها در علم ازلی خدا نیک است، و قضاوت درست خدای عزوجل درباره آنها صادر گشته، و در همین عبرتی است برای پندگیران.
پس هرگاه حق به گوشتان خورد بخوبی درک کنید آن را (یعنی آن را مورد عمل و اعتقاد قرار دهید نه اینکه برای نقل کردن و ذهن خود بسپارید) زیرا روایت کنندگان و ناقلان کتاب بسیارند ولی مراعات کنندگان و عمل کنندگان به آن اندکند و الله المستعان.(394)