فهرست کتاب


پیشگوئیهای امیر المؤمنین علیه السلام

سید محمد نجفی یزدی

قسمتی از اخبار حضرت راجع به احوالات مردم آخر زمان

امیرالمؤمنین علیه السّلام در مابین سرزمینی به نام ذی قار (جایی است بین کوفه و واسط) این خطبه را ایراد نموده است:
پس از حمد و ثنای پروردگار و تمجید و ستایش بسیار از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و علت ارسال آن حضرت می فرماید: پس خدای عزوجل محمد صلی الله علیه و آله را بدین منظور برانگیخت. اما بدانید که بزودی پس از من زمانی بر شما بیاید که در آن زمان چیزی مخفی تر از حق و آشکارتر از باطل و زیادتر از دروغ بر خدای تعالی و رسول صلی الله علیه و آله نیست.
در نزد مردم آن زمان بی ارزشترین متاع کتاب خدا است اگر آنطور که باید و شاید خوانده شود (و به همانگونه که منظور خداست تفسیر گردد) و هیچ متاعی هم باز پر مشتری تر و گرانقیمت تر از همان کتاب خدا نیست در صورتی که آیاتش از جاهای خود تحریف و تغییر یابد (خلاصه اگر صحیح تفسیر شود کم قیمت و اگر به نفع ظالمان باشد با قیمت خواهد شد) در میان بندگان و شهرها در آن زمان چیزی از کار خیر بیشتر مورد تنفر و انکار نیست، و چیزی هم از منکر و کار زشت بیشتر مرغوب نیست، در آن زمان هیچ کار هرزه ای برتر و هیچ کفری جانفرساتر از راه یابی در وقت گمراهی نیست، چون که خود قرآن دانان، قرآن را پشت سر اندازند، و حافظانش آن را به دست فراموشی سپارند تا آنکه خواهشهای نفسانی آنها را به دنبال خود کشاند، و این شیوه را (پشت در پشت) از پدران خود به ارث برند و به دروغ و تکذیب دست به تحریف و تفسیر قرآن زنند (هر کس به عقل ناقص خود آن را تفسیر کند) و آن را به بهای ناچیزی بفروشند و بدان بی رغبت باشند.

قرآن و اهل آن در آخر زمان

در این زمان است که قرآن و اهل آن مطرود و رانده از اجتماع گردند (مردم به آنها توجه نکنند) و دو رفیقان یک راهند که کسی پناهشان ندهد (قرآن و عالمین عاملین آن در نظر مردم بی ارزشند) وه که چه دوستان وفادار و پسندیده ای هستند، و خوشا به حال آندو آنچه با خاطرش کار می کنند. در آن زمان قرآن و اهل آن (به ظاهر) در میان مردمند و (در باطن) در آنان نیستند و با آنها هم (موافق) نمی باشند و همراه آنان نیستند، این مردم (دنیا خواهان) بر جدائی (از حق و حق پرستان) گرد هم آیند و از جماعت (مسلمانان) پراکنده گردند. سرپرستی کار این مردم و کار دینشان را، کسانی به دست گرفته اند که به نیرنگ و زشت کاری و رشوه و آدم کشی در میان آنها رفتار کنند، گویا خود را پیشوایان و راهنمایان قرآنی می پندارند در صورتی که قرآن پیشوا و رهبر آنها نیست (بلکه هوای نفس و شیطان امام آنهاست) از حق (و حقیقت) در میان ایشان به جای نماند (سخنگوها و نویسندگان بسیار اما عامل به آن کم است) کسی است که آوازه حکمتهای قرآن به گوشش خورده و به پیروی آن درآید ولی هنوز درست ننشسته که از دین بیرون رود و از دین و روش پادشاهی به آئین پادشاهی دیگر درآید (خلاصه دین او تابع آراء حکمرانان باشد) و از تحت سرپرستی پادشاهی به سرپرستی پادشاهی دیگر برآید، و از پیروی زمامداری به پیروی زمامدار دیگری درآید، و از تعهدات سلطانی به زیر بار تعهدات سلطان دیگری برود، و به تدریج از آنجائی که خود خبر ندارند خدای تعالی آنان را بوسیله آرزو و امید به نابودی کشاند. براستی که دام خدا بسیار محکم و سخت است، تا بدانجا که در گناه و نافرمانی زاد و ولد کنند و به جور و ستم دینداری نمایند.

مسجدهای آخر زمان و اهل آن

در صورتی که قرآن کریم از جور و ستم به هیچ نحو نگذرد - گمراهانی هستند سرگردان که به غیر دین خدای عزوجل دینداری کنند، و برای غیر خدا سر تعظیم فرود آورند.
مساجد ایشان در آن زمان از گمراهی آباد و از هدایت ویران است (در آنها به جای تعالیم عالیه قرآن به سخنان یهود و نصاری می پردازند و مردم را مشتاق آنها می کنند و یا آنکه جماعت ملعونه و مبغوضه صوفیه در آنجا ترویج می کنند یا بدعت گذاران).
قاریان قرآن و آباد کنندگان مساجد در آن زمان ناامیدترین خلق خدایند (نه دین دارند و نه دنیا زیرا امر آنان بر ریا است) گمراهی از آنان سرچشمه می گیرد و به آنها باز می گردد (زیرا در تعالیم قرآن دست برده مردم را گمراه می کنند و سازندگان مسجد نیز آن را برای بدعت گذاران آماده می سازند) و از این رو حضور در مساجد ایشان و رفتن به سوی آنها کفر به خدای بزرگ است مگر آن کس که به مساجد آنها برود و گمراهی آنان را بداند (یقین کند که گمراه نمی شود و می تواند دست عده ای را بگیرد و نجات دهد).
و در نتیجه کرداری که به آن روش دارند مساجد آنها از هدایت ویران و از گمراهی آباد است.
سنت خدا دگرگون شده و حدود مقرراتش مورد تجاوز قرار گرفته، و به هدایت دعوت نکنند، و غنائم را به اهلش تقسیم نکنند و به عهد و پیمان وفادار نیستند.
کشته های خود را که به این طریق (ضلالت) در جنگها کشته شوند (نابجا) شهید خوانند و با افترا و انکار به نزد خداوند روند (کافر هستند).
به وسیله جهل و نادانی از علم بی نیازی جویند، و اینها پیش از این مردان نیک و شایسته را به انواع شکنجه ها زجر دادند و سخن راست آنها را افتراء بر خدا نامیدند، و کار نیک آنها را به بدی پاداش دادند.
سپس حضرت پس از آنکه دوباره از حضرت رسول تمجید فرموده و درباره مرگ و توبه بیاناتی فرمود به اینجا رسید که فرمود: و بدانید که شما رشد (یعنی راه درست و حق) را نمی شناسید مگر پس از آنکه تارک و رها کننده آن را بشناسید (چنانچه در مثل است که گویند ادب را از بی ادبان آموختم یا تعرف الاشیاء با ضدادها) و نتوانید به عهد و پیمان کتاب چنگ زنید جز آنکه پیمان شکن قرآن را بشناسید، و نتوانید به آن تمسک جوئید مگر آنکه پشت کننده به قرآن را بشناسید، و نتوانید قرآن را آن طور که باید بخوانید مگر آنکه تحریف کننده آن را بشناسید و گمراهی را نشناسید تا وقتی که هدایت را بشناسید، و تقوی و پرهیزکاری را نشناسید تا وقتی که متجاوز را بشناسید.