فهرست کتاب


پیشگوئیهای امیر المؤمنین علیه السلام

سید محمد نجفی یزدی

قرآن و اسلام در آخرالزمان

امیرالمؤمنین علیه السّلام در مورد مساجد و مسلمانان آخرالزمان می فرماید:
یأتی علی الناس زمان لا یبقی من القرآن الارسمه و من الاسلام الا اسمه، مساجدهم یومئذ عامرة من البناء خالیة من الهدی.
زمانی بر مردم می آید که از قرآن باقی نماند مگر خط و نشان آن (خوب می نویسد و چاپ می کنند اما از علم و عمل خبری نیست) و از اسلام نماند مگر اسمی (فقط نامشان مسلمان است وگرنه از نظر عقائد و اخلاق و اعمال بوئی از اسلام نبرده اند).
مسجدهای آنها از نظر ساختمان آباد است (مساجد را مجلل و زیبا می سازند) اما از هدایت (و بیان احکام دین) تهی و) خراب است.
ساکنین و سازنده های آن بدترین اهل زمین هستند، آنها سرمنشأ فتنه و پناهگاه گناه هستند.
آنکه از فتنه کناره گیری کند به فتنه برمی گردانند و هر که عقب افتاده به طرف آن می کشانند، خداوند سبحان می فرماید: به خودم سوگند که چنان فتنه ای بر آنها بفرستم که شخص بردبار در آن حیران ماند و قطعاً انجام می دهد. سپس فرمود: و ما از خداوند درخواست می کنیم ما را از لغزش غفلت برهاند.(393)

قسمتی از اخبار حضرت راجع به احوالات مردم آخر زمان

امیرالمؤمنین علیه السّلام در مابین سرزمینی به نام ذی قار (جایی است بین کوفه و واسط) این خطبه را ایراد نموده است:
پس از حمد و ثنای پروردگار و تمجید و ستایش بسیار از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و علت ارسال آن حضرت می فرماید: پس خدای عزوجل محمد صلی الله علیه و آله را بدین منظور برانگیخت. اما بدانید که بزودی پس از من زمانی بر شما بیاید که در آن زمان چیزی مخفی تر از حق و آشکارتر از باطل و زیادتر از دروغ بر خدای تعالی و رسول صلی الله علیه و آله نیست.
در نزد مردم آن زمان بی ارزشترین متاع کتاب خدا است اگر آنطور که باید و شاید خوانده شود (و به همانگونه که منظور خداست تفسیر گردد) و هیچ متاعی هم باز پر مشتری تر و گرانقیمت تر از همان کتاب خدا نیست در صورتی که آیاتش از جاهای خود تحریف و تغییر یابد (خلاصه اگر صحیح تفسیر شود کم قیمت و اگر به نفع ظالمان باشد با قیمت خواهد شد) در میان بندگان و شهرها در آن زمان چیزی از کار خیر بیشتر مورد تنفر و انکار نیست، و چیزی هم از منکر و کار زشت بیشتر مرغوب نیست، در آن زمان هیچ کار هرزه ای برتر و هیچ کفری جانفرساتر از راه یابی در وقت گمراهی نیست، چون که خود قرآن دانان، قرآن را پشت سر اندازند، و حافظانش آن را به دست فراموشی سپارند تا آنکه خواهشهای نفسانی آنها را به دنبال خود کشاند، و این شیوه را (پشت در پشت) از پدران خود به ارث برند و به دروغ و تکذیب دست به تحریف و تفسیر قرآن زنند (هر کس به عقل ناقص خود آن را تفسیر کند) و آن را به بهای ناچیزی بفروشند و بدان بی رغبت باشند.

قرآن و اهل آن در آخر زمان

در این زمان است که قرآن و اهل آن مطرود و رانده از اجتماع گردند (مردم به آنها توجه نکنند) و دو رفیقان یک راهند که کسی پناهشان ندهد (قرآن و عالمین عاملین آن در نظر مردم بی ارزشند) وه که چه دوستان وفادار و پسندیده ای هستند، و خوشا به حال آندو آنچه با خاطرش کار می کنند. در آن زمان قرآن و اهل آن (به ظاهر) در میان مردمند و (در باطن) در آنان نیستند و با آنها هم (موافق) نمی باشند و همراه آنان نیستند، این مردم (دنیا خواهان) بر جدائی (از حق و حق پرستان) گرد هم آیند و از جماعت (مسلمانان) پراکنده گردند. سرپرستی کار این مردم و کار دینشان را، کسانی به دست گرفته اند که به نیرنگ و زشت کاری و رشوه و آدم کشی در میان آنها رفتار کنند، گویا خود را پیشوایان و راهنمایان قرآنی می پندارند در صورتی که قرآن پیشوا و رهبر آنها نیست (بلکه هوای نفس و شیطان امام آنهاست) از حق (و حقیقت) در میان ایشان به جای نماند (سخنگوها و نویسندگان بسیار اما عامل به آن کم است) کسی است که آوازه حکمتهای قرآن به گوشش خورده و به پیروی آن درآید ولی هنوز درست ننشسته که از دین بیرون رود و از دین و روش پادشاهی به آئین پادشاهی دیگر درآید (خلاصه دین او تابع آراء حکمرانان باشد) و از تحت سرپرستی پادشاهی به سرپرستی پادشاهی دیگر برآید، و از پیروی زمامداری به پیروی زمامدار دیگری درآید، و از تعهدات سلطانی به زیر بار تعهدات سلطان دیگری برود، و به تدریج از آنجائی که خود خبر ندارند خدای تعالی آنان را بوسیله آرزو و امید به نابودی کشاند. براستی که دام خدا بسیار محکم و سخت است، تا بدانجا که در گناه و نافرمانی زاد و ولد کنند و به جور و ستم دینداری نمایند.