چهل و شش حدیث قدسی

سید محمد حسن مشکوة

حدیث چهاردهم

قال اللّه تبارک و تعالی
یابن ادم کلّ یوم ینقص من عمرک و انت لاتدری و یأتی کلّ یوم رزقک من عندی و انت لا تحمده فلا بالقلیل تقنع و لا بالکثیر تشبع.
یابن ادم ما من یوم جدید الّا و یأتیک من عندی رزق جدید و ما من لیلة الّا و یأتینی ملائکتی من عندک بعمل قبیح. تأکل رزقی و تعصینی. و انت تدعونی فاستجیب، لک. خیری الیک نازل و شرّک الی صاعد، فنعم المولی انا. و بئس العبد انت، تسئلنی فاعطیک و استر علیک سوء بعد سوء و قبیحاً بعد قبیح. انا استحیی منک و انت لا تستحی منّی.
ای فرزند آدم هر روز که می گذرد از ایام عمرت کم می گردد و تو خبر نداری و هر روز، روزی من به تو می رسد ولی تو شکر آن را به جای نمی آوری، نه به کم قانع می شوی و نه به زیاد سیر می گردی.
ای فرزند آدم هیچ روز جدیدی نیست مگر اینکه از ناحیه من روزی جدیدی به تو می رسد و هیچ شبی نیست مگر اینکه ملائکه من عمل قبیحی از ناحیه تو به من گزارش می کنند، رزق مرا می خوری و نافرمانی مرا می کنی و هر وقت مرا بخوانی درخواست تو را اجابت می کنم.
خیر من به سوی تو سرازیر است و حال آنکه شر تو به سوی من بالا می آید. چه خوب مولائی هستم، من و چه بد بنده ای هستی، تو. (هرگاه) از من خواسته ای داشتی به تو عطا کردم و بدی های تو را یکی پس از دیگری می پوشانم، من از تو خجالت می کشم ولی تو از من حیا نمی کنی.(15)

حدیث پانزدهم

یقول اللّه تبارک و تعالی
یابن ادم ارض بما اتیتک تکن من ازهد النّاس.
یابن ادم اعمل بما افترضت علیک تکن من اعبد النّاس.
یابن ادم اجتنب ممّا حرّمت علیک تکن من اورع النّاس.
ای فرزند آدم به آنچه که به تو دادم راضی باش، از زاهدترین مردم خواهی شد.
ای فرزند آدم به آنچه که به تو واجب کردم عمل کن، از عابدترین مردم خواهی شد.
ای فرزند آدم از آنچه که بر تو حرام کردم دوری کن از متقی ترین مردم خواهی شد.(16)

حدیث شانزدهم

جماعة عن ابی مفضل عن الحسین بن موسی عن عبدالرحمن ابن خالد عن زید بن حباب عن حماد عن ثابت عن ابی رافع عن ابی هریره عن النبی صلی اللّه علیه و آله قال:
قال الله تبارک و تعالی
یابن ادم مرضت فلم تعدنی قال یاربّ کیف اعودک و انت ربّ العالمین قال مرض فلان عبدی فلو عدته لوجدتنی عنده و استسقیتک، فلم تسقینی، فقال کیف و انت ربّ العالمین فقال استسقاک عبدی فلان و لو سقیتة لو جدت ذلک عندی و استطعمتک، فلم تطعمنی، قال کیف و انت ربّ العالمین قال استطعمک عبدی فلان و لو اطعمته لو جدت ذلک عندی (17)
ای فرزند آدم مریض شدم و به عیادتم نیامدی. و او در جواب می گوید: ای خدا چگونه از شما عیادت کنم در حالیکه تو پروردگار جهانیان هستی. خدا می فرماید: فلانی، بنده من مریض شد، چنانچه به عیادت او می رفتی هر آینه مرا در کنار او می یافتی.
و از تو طلب آب کردم و مرا سیراب ننمودی. بنده در جواب می گوید: چگونه اینکار را می کردم و حال آنکه تو پروردگار جهانیان هستی، خدا می فرماید: بنده من از تو طلب آب کرد، چنانچه به او آب می دادی آن را در نزد من می یافتی.
و از تو طعام و غذا خواستم، ولی مرا طعام ندادی، و بنده در جواب می گوید: چگونه اینکار را می کردم و حال آنکه تو پروردگار جهانیان هستی و خدا می فرماید بنده من فلانی از تو غذا خواست و اگر تو به او غذا می دادی آن را در نزد من می یافتی.