fehrest page

1- ((خذ الحكمه و لو من اءهل النفاق )). (نهج البلاغه ، حكمت 77).
2 - بقره (2): 116.
3 - اءعراف (7): 181 و اسراء(17): 111 و طه (20): 9 و حشر (59)، 25.
4 - ان الله لا ينظر الى صوركم و اءعمالكم و انما ينظر الى قلوبكم . (بحار الاءنوار 70:248)
5 - فرقان (25): 78.
6 - كنيه ى اين سيد محمد، ابو عبدالله بود. او را طاووس لقب دادند؛ از آن رو كه نيك چهره بود؛ اما پايش با زيبايى چهره متناسب نمى نمود. او نخستين نقيب در ناحيه ى سورى (از نواحى بابل و نزديك حله ) بود. نقابت نوعى مسووليت و سرپرستى كار خاندان سادات (علويان ) و سامان دهى ايشان بود و نگاه بانى از موجوديت آن ها به هنگام حوادث و آسيب دشمنان . در اين خاندان ، نخستين نقيب همين ابو عبدالله طاووس بود كه در سورى عهده دار اين سمت بود و نيز برادرش احمدبن اسحاق بن حسن و هم چنين برادرزاده اش مجد الدين محمدبن عزالدين حسن .
7 - حاجى نورى در مستدرك وسايل الشيعه (3:466) گويد: اسحاق بن حسن در شبانه روز 500 ركعت نماز از سوى پدرش ‍ مى خواند.
8 - در عمده الطالب (ص 178) است كه : داوود بن حسن برادر رضاعى امام صادق عليه السلام بود. منصور او را دست گير ساخت تا به قتل برساند. با دعايى كه امام عليه السلام به مادرش آموختند، خداوند او را نجات داد. اين دعا و توسل به اعمال ام داوود (در نيمه ى رجب ) مشهور است .
9 - اين نسب بر اساس ثبت خود اوست در الاجازات (چاپ شده در بحار الاءنوار 107: 37-38) و آن چه در جاهاى ديگر آورده اند خلاصه يا كم دقت يا نادرست مى نمايد.
10 - كشف المحجه : 115؛ فرج المهموم : 147؛ اقبال : 568.
11 - الكنى و الاءلقاب 1:340.
12 - بحار الاءنوار 107:45.
13 - محمد بن محمد بن عبدالكريم بن برز (557-630).
14 - ابو طالب محمد بن احمدبن محمدبن على (593-656) استاد سراى مستنصر و مستعصم و وزير اين آخرين خليفه ى عباسى .
15 - الاداب السلطانيه : 11.
16 - داماد شيخ ابو جعفر طوسى .
17 - بحار الاءنوار 107:39.
18 - سخن شيخ يوسف بحرانى در لولوه البحرين و به تبع وى ، خوانسارى در روضات الجنات - مبنى بر اين كه مادر سيد دختر شيخ طوسى بوده است - به چند دليل نادرست است . رك . خاتمه مستدرك الوسائل 3:471.
19 - كه بخش نخست امالى (تا جزء 18) را از پدرش شيخ الطائفه ابو جعفر محمدبن حسن بن على بن حسن طوسى خراسانى (رمضان 385 - محرم 460) روايت كرده است .
20 - ص 46.
21 - عمده الطالب : 19.
22 - ج 3، ص 367.
23 - ج 3: 469.
24 - ج 2، ص 205.
25 - ص 16.
26 - منتهى المقال : 357.
27 - الكنى و الالقاب 1: 339.
28 - الفوائد الرضويه : 330.
29 - نام او را به دو گونه ى بدر يا بدر (= پدر) احتمال داده اند. رك . طبقات اءعلام الشيعه (الاءنوار الساطعه الماء السابعه ): 24 (پاورقى ).
30 - رياض العلماء 5: 375 - 376.
31 - يا النفيس الواضح (بحار الاءنوار 107: 41) كه گزيده اى است ظاهرا از كتاب ((الجليس الصالح الكافى و الانيس الناصح الشافى )) از معافى بن زكريابن يحيى بن حماد نهروانى (305-390) معروف به الجليس و الانيس . رك . الذريعه 5: 128.
32 - لولوه البحرين : 241.
33 - خاتمه مستدرك الواسائل 3: 472.
34 - لولوه البحرين : 241.
35 - فلاح السائل : 73.
36 - ص 356.
37 - با فرض دو تاريخ اشاره شده در پيش ، 75 سال و 9 ماه و 20 روز.
38 - اين توضيحات مربوط به چاپ عربى اين كتاب است و بسيارى از آن ها در ترجمه زائد به نظر آمد.
39 - اين متن كوتاه و متن هاى مشابه آن كه در دو سه جاى اين كتاب و ديگر آثار مولف بلند پايه ديده مى شود، از ناسخان است كه به رسم آن روزگاران از خود مى افزودند.
40 - دعاى خواندنى يا نوشتنى كه معمولا به بازو آويخته يا به همراه برداشته مى شود.
41 - دعاى دست در نماز.
42 - دعاى باز دارنده خطرها و حوادث ناخواسته .
43 - در بحار الاءنوار: بسم الله الرحمان الرحيم .
44 - در بحار الاءنوار. طرق .
45 - در بحار الاءنوار: كلماتك .
46 - در بحار الاءنوار به جاى كلمتك ، در همه ى موارد كلماتك آمده است .
47 - در بحار الاءنوار، اين حرز به حضرت خديجه عليها السلام نسبت داده شده است .
48 - ترجمه ى مه . معناى ديگر كلمه : خاموش باش .
49 - ترجمه ى اصطلاح عربى ((باءبى اءنتن )). در بحار الاءنوار 94: 227، به نقل از دلائل طبرى آمده است : ((من اءين اءنتن ؟)) (شما از كجاييد؟). 50 - در بحار الاءنوار: المعاصى .
51 - در بحار الاءنوار: الخطايا.
52 - در بحار الانوار: عطيطسفيخ يا مطيطرون قربالسيون ما و ماسا ماسوما طيسطالوس حنطوس .
53 - در بحار الاءنوار: اقر طيعوس لطفيكس .
54 - در بحار الاءنوار: ذالمحزون .
55 - فرهاد ميرزاى قاجار درست اين عبارت عبرى را آهيه اشرراهيه دانسته و معنى آن را آورده است . براى آگاهى بيشتر، رك . زنبيل : 118 و قاموس كتاب مقدس ، اهيه .
56 - در بحار الاءنوار: سرجه جلد آمل و سر جلد.
57 - روشن نيست كه عبارت اخير جزء حرز است يا گفتار ناسخ .
58 - در بحار الاءنوار: نعمك .
59 - در بحار الاءنوار: عطائك .
60 - از بحار الاءنوار.
61 - از بحار الاءنوار.
62 - در بحار الاءنوار انه اءقوى معين .
63 - در متن آمده است : على بن الحسين بن عبد الصمد.
64 - چنان كه روشن است اين حرز از رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم است نه از حسين عليهما السلام ؛ اما مولف آن را در اين بخش كتاب انتخاب كرده است .
65 - در بحار الانوار: راءفه الله و عزه الله .
66 - در بحار الاءنوار: بصنيع الله .
67 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
68 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
69 - در بحار الاءنوار: سترالله لانبيائه من الفراعنه .
70 - از بحار الاءنوار.
71 - از بحار الاءنوار.
72 - از بحار الاءنوار.
73 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
74 - در بحار الاءنوار: فاءجرنى .
75 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
76 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
77 - در بحار الاءنوار: و لا حول و لا قوه .
78 - در بحار الاءنوار: حزونته .
79 - در بحار الاءنوار: هسط مهجها مسلع و دوره .
80 - در بحار الاءنوار: فاغفر.
81 - از بحار الاءنوار.
82 - نبال : تير تراش ، سازنده ى تير.
83 - ترجمه ى مسامحه آميز الملك عقيم .
84 - در بحار الاءنوار: نعمته .
85 - در بحار الانوار: لا تنقصه .
86 - در بحار الاءنوار: لا ينقصك .
87 - در بحار الاءنوار: انك وهاب .
88 - از بحار الاءنوار.
89 - در بحار الاءنوار: ذوى التعرز.
90 - در بحار الاءنوار: من .
91 - در بحار الاءنوار: يتقبله .
92 - از بحار الاءنوار.
93 - در بحار الاءنوار: و كل معين اءعان على .
94 - از بحار الاءنوار.
95 - در بحار الاءنوار: كل قدره .
96 - از بحار الاءنوار.
97 -
زعمت سخينه اءن ستغلب ربها
فليغلبن مغالب الغلاب
بيتى از قصيده ى كعب بن مالك سلمى انصارى است كه در رد قصيده ى شاعر مشرك عرب عبدالله بن زبعراى سهمى و به دفاع از مسلمانان سرود. براى آگاهى بيشتر، رك . بحار الاءنوار 48: 151-152، پاورقى مصحح .
98 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
99 - در بحار الاءنوار، لا اله الا الله اءبدا حقا حقا.
100 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
101 - از بحار الاءنوار.
102 - در بحار الاءنوار: الكريم .
103 - در بحار الاءنوار: اءرادبى .
104 - در بحار الاءنوار: اعقل .
105 - به نقل تاريخ ، مرگ حميد در 159 و هجرت آن حضرت در 200 بوده است . شايد اين كس ديگرى باشد نه حميد بن قحطبه .
106 - يا (ياسر خادم گويد:) حميد متن تعويذ را برايم خواند.
107 - گوينده بايد على بن محمد بن على بن على بن عبدالصمد تميمى باشد.
108 - در بحار الاءنوار: يظل .
109 - آل عمران (3): 19.
110 - مولف اين حكايت بلند را با افزوده اى كوتاه ، در اثر ديگر خود ((الامان )) نيز آورده است .
111 - اين كلمه در بحار الاءنوار نيست .
112 - در اصل : حسين .
113 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
114 - در بحار الاءنوار: البعد و القرب .
115 - در بحار الاءنوار: عيثهم .
116 - شيخ ابراهيم كفعمى (840-950) نيز در البلدالامين : 551-570، اين قنوت ها را بعد از دعاى صنمى قريش و دعاى ديگرى از امير المؤ منين عليه السلام آورده است .
117 - ظاهرا درست احمد بن محمد بن عبيدالله بن حسن بن عياش جوهرى (در گذشته به سال 401) است .
118 - شايد مراد شيخ ابوالقاسم جعفر بن محمد بن قولويه (- ح 368) است يا ابوالحسن على بن حسين بن موسى بن بابويه (- 329) پدر شيخ صدوق .
119 - فرزندان حضرت على بن اءبى طالب عليه السلام را، به اعتبار نسب بردن از پدر والامقام آن حضرت ، طالبى مى گفتند.
120 - مقصود وارثان جناب محمد بن عثمان است .
121 - در بحار الاءنوار: ما.
122 - در بحار الاءنوار: بواطن سرائر المسرين .
123 - در بحار الاءنوار: اءبداءت .
124 - در بحار الاءنوار، آويتنى .
125 - در بحار الاءنوار: النسيه .
126 - در بحار الاءنوار: شجيت .
127 - در بحار الاءنوار: مهلته .
128 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
129 - در بحار الاءنوار: لعبدك .
130 - در بحار الاءنوار: كيد.
131 - در بحار الاءنوار: اليهم طرفهم .
132 - در بحار الاءنوار: و ان
133 - در بحار الاءنوار: استكففت .
134 - در بحار الاءنوار: عداتك .
135 - در بحار الاءنوار: مبير.
136 - در بحار الانوار: مما.
137 - در بحار الاءنوار: قد وجب اتيانه .
138 - در بحار الاءنوار: الحصره :
139 - در بحار الاءنوار: الانتصاف .
140 - در بحار الاءنوار: واستثرى .
141 - حج (22): 60؛ با اين اختلاف : ((ثم بغى عليه )).
142 - غافر (40): 60.
143 - در بحار الاءنوار: لاءنه .
144 - در بحار الاءنوار: فان كان .
145 - در بحار الاءنوار: فيه .
146 - از بحار الاءنوار.
147 - در بحار الاءنوار: سرك .
148 - در بحار الاءنوار: و اءعوذ.
149 - در بحار الانوار: اءوبهم .
150 - در بحار الاءنوار: فى .
151 - در بحار الاءنوار: مشخصات .
152 - در بحار الاءنوار: استخلاصا به دون غيره .
153 - اين كلمه در بحار الاءنوار نيست .
154 - در بحار الاءنوار: استيهال .
155 - در بحار الاءنوار: لمظلومى .
156 - در بحار الاءنوار: بمواس .
157 - در بحار الانوار: خالفوا.
158 - در بحار الاءنوار: صد عنهم و عن وجهتهم .
159 - در بحار الاءنوار: اءيدهم .
160 - در بحار الاءنوار: اءو تستاءصله .
161 - يونس (10): 24.
162 - زخرف (43): 55.
163 - در بحار الاءنوار: اللهم اءساءلك .
164 - در بحار الاءنوار: فاكفنى .
165 - اين حرف در بحار الاءنوار نيست .
166 - از بحار الاءنوار.
167 - در بحار الاءنوار: روز حنين .
168 - روز بستن قرار داد صلح با يهوديان اين منطقه مانند اهل خيبر.
169 - در بحار الاءنوار: فلاتخفر.
170 - از بحار الاءنوار.
171 - در بحار الاءنوار: اءنت الله على كل شى ء حفيظ.
172 - روشن است كه سند افتادگى دارد. فراء نيز احتمالا لقب موسى (بن سعيد بن موسى ) است نه شخصى جدا از او.
173 - جامعين محلى در حله بوده است و زيارت گاه ياد شده غير از مرقد مطهر آن حضرت است .
174 - ايام البيض كه درخشندگى ماه در شب هاى آن بيشترين مقدار است .
175 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
176 - در بحار الاءنوار اضافه شده است : ما اءهداه ، و سبحانه من هاد ما اءصدقه ، و سبحانه من صادق ما اءحمده و سبحانه من حميد ما اءذكره ، و سبحانه من ذاكر ما اءشكره ، و سبحانه من شكور.
177 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
178 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
179 - در بحار الاءنوار: سلام .
180 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
181 - در بحار الاءنوار: و سبحانه و هو الله العظيم و بحمده ، الحمد لله .
182 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
183 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
184 - در بحار الاءنوار: فى سرادق الخالق النضير.
185 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
186 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
187 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
188 - در بحار الاءنوار: خلق .
189 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
190 - ترجمه ى : ورئى فى المنام باقى النهار السلامه من البلاء.
191 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
192 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
193 - غافر (40): 60.
194 - اشاره به : زمر (39): 53 ((لا تقنطوا من رحمه الله .))
195 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
196 - اين تكرار در نقل بحارالاءنوار نيست .
197 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
198 - در بحار الاءنوار: على سيدنا سيد المرسلين محمد النبى .
199 - در بحار الاءنوار: عداتك .
200 - در بحار الاءنوار: فضلتنى .
201 - در بحار الاءنوار: و لا اصلاح نفسى .
202 - در بحار الاءنوار: و كم .
203 - در بحار الاءنوار: فعلك .
204 - در بحار الاءنوار: باسمك .
205 - در بحار الاءنوار: نعمائه .
206 - ((فقال له : الشفاء)) را چنين نيز مى توان معنا كرد: (به جاى دعا) گفتم : بهبود مى خواهم .
207 - نشانى اين سه آيه به ترتيب چنين است : آل عمران (3): 174، مومن (40): 45، فاطر (35): 3.
208 - در بحار الاءنوار: منيتى .
209 - در بحار الاءنوار: تحدث به لى .
210 - در بحار الاءنوار: من .
211 - در بحار الاءنوار: نقص به .
212 - در بحار الاءنوار: توبتك .
213 - در بحار الاءنوار: يؤ دى .
214 - در بحار الاءنوار: انى اءساءلك .
215 - در بحار الانوار: و من .
216 - در بحار الاءنوار: سنه و لانوم .
217 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
218 - از بحار الانوار.
219 - در بحار الاءنوار، اين دعا حرز يمانى و نيز دعاى سيفى ناميده شده است .
220 - در بحار الاءنوار اضافه شده است : و اءنت ربى .
221 - در بحار الاءنوار: مذ.
222 - در بحار الاءنوار: دار الاختبار.
223 - از بحار الاءنوار.
224 - در بحار الاءنوار: طاقتى .
225 - در بحار الاءنوار: عنك .
226 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
227 - در بحار الاءنوار: فى كل .
228 - در بحار الاءنوار: اختبارا و غرضا.
229 - در بحار الاءنوار: اغفرلى .
230 - از بحار الاءنوار.
231 - در بحار الاءنوار: الفاشى فى الخلق رفده .
232 - در بحار الاءنوار: سمعا و فؤ ادا يعرفان .
233 - در بحار الاءنوار: نفسى .
234 - در بحار الانوار: حفظ علمك .
235 - در بحار الاءنوار: يندفق .
236 - در بحار الاءنوار: اءنسا.
237 - در بحار الاءنوار: مغنيه .
238 - فاطر (35): 45.
239 - در بحار الاءنوار: ينفعنى .
240 - در بحار الاءنوار: خصصتنى .
241 - در بحار الاءنوار: وصل .
242 - در بحار الاءنوار: حين .
243 - در بحار الاءنوار: الاختبار.
244 - در بحار الاءنوار: كبير.
245 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
246 - در بحار الاءنوار: ببالغ اءداء حقك .
247 - در بحار الاءنوار: البركه .
248 - در بحار الاءنوار: فى شكر ما اءنطقتنى .
249 - در بحار الاءنوار: ابتداءتنى بالنعم .
250 - در بحار الانوار: اءوليتنى .
251 - از بحار الاءنوار.
252 - در بحار الاءنوار: عن قضائك ممتنع .
253 - در بحار الاءنوار: و من فوائد.
254 - در بحار الاءنوار: ان .
255 - در بحار الاءنوار: فتفيض .
256 - در بحار الاءنوار: ذات ارتجاج .
257 - در بحار الاءنوار: بالطيب .
258 - در بحار الاءنوار: و اءوجبها للاقالات .
259 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
260 - در بحار الاءنوار: فاستقرت .
261 - در بحار الاءنوار: يتنفس .
262 - در بحار الاءنوار.
263 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
264 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
265 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
266 - در بحار الاءنوار: يدك .
267 - در بحار الاءنوار: دار الاختبار.
268 - در بحار الاءنوار: اءيدى .
269 - در بحار الاءنوار: اءضباء.
270 - در بحار الاءنوار: عقبه .
271 - در بحار الاءنوار: بالحق .
272 - در بحار الاءنوار: لعظمتك .
273 - در بحار الاءنوار: توفير.
274 - از بحار الاءنوار.
275 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
276 - از بحار الاءنوار.
277 - در بحار الاءنوار: حصينا.
278 - در بحار الاءنوار: خالق ما يرى و مالا يرى .
279 - از بحار الاءنوار.
280 - در بحار الاءنوار: اللهم اغفرلى .
281 - اگر - اى خداى بزرگ - بيامرزى ، انبوهى (از گناهان ) را آمرزيده اى و كدام بنده است كه برايت (گناه ) نيندوخته باشد؟! در بحارالاءنوار: اءى عبد لك الا لما؟
282 - در بحار الاءنوار: نعمائه .
283 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
284 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
285 - در بحار الاءنوار: محمد رسول الله .
286 - در بحار الاءنوار: لايموت .
287 - از بحار الاءنوار.
288 - از بحار الاءنوار.
289 - در بحار الاءنوار: محشورون .
290 - انبياء (21): 69.
291 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
292 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
293 - در بحار الاءنوار: اتوب اليك .
294 - از بحار الاءنوار.
295 - رك . نمودار پيوست .
296 - ترجمه ى : ... فى ماء قصر يكون فيه من جيران اءهله .
297 - ترجمه ى : ... فى ماءه قصر يكون لك جار جدك .
298 - اين بخش در بحار الانور نيست .
299 - در بحار الاءنوار: تلقينيها.
300 - در بحار الاءنوار: اءكنافها.
301 - در بحار الاءنوار: فاذا.
302 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
303 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
304 - در بحار الاءنوار: تلقينيها.
305 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
306 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
307 - در بحار الاءنوار: ما اءحصى كتابك .
308 -
يا من يجيب دعا المضطر فى الظلم
يا كاشف الضر و البلوى مع السقم
قد نام وفدك حول البيت و انتبهوا
يدعوا و عينك - يا قيوم - لم تنم
هب لى بجودك فضل العفو عن جرمى
يا من اءشار اليه الخلق فى الحرم
ان كان عفوك لا يلقاه ذو سرف
فمن يجود على العاصين بالنعم ؟
309 - نيزه هاى نيكويى كه به نام سازنده اش ، زنى ردينه نام ، خوانده مى شد.
310 -
جرت رحم بينى و بين منازل
سواء كما يستنزل القطر طالبه
و ربيت حتى صار جلدا شمردلا
اذا قام ساوى غارب الفحل غاربه
و قد كنت اءوتيه من الزاد فى الصبى
- اذ جاع - منه صفوه و اءطايبه
فلما استوى فى عنفوان شبابه
و اصبح كالرمح الردينى خاطبه
تهضمنى مالى كذا و لوى يدى
لوى يده الله الذى هو غالبه 311 -
يا من اليه اتى الحجاج بالجهد
فوق المهاد من اءقصى غايه البعد
انى اءتيتك يا من لا يخيب من
يدعوه مبتلا بالواحد الصمد
هذا منازل لا يرتاع من عققى
فخذ بحقى - يا جبار - من ولدى
حتى تشل ، بعون منك ، جانبه
يا من تقدس لم يولد و لم يلد
312 - ترجمه اى از حطمه وادى السياك (كذا) كه در متن ، ظاهرا براى توضيح اراك (كه نام موضعى است نزديك مكه و چوب درختان آن براى مسواك به كار مى رفت )، آمده است .
313 - يا دو سوى دره .
314 - در بحار الاءنوار: و لا كيف هو و لا اين هو و لا حيث هو.
315 - در بحار الاءنوار: يا مصور يا مفيد يا ودود يا بعيد.
316 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
317 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
318 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
319 - از بحار الاءنوار.
320 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
321 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
322 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
323 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
324 - اءعراف (7): 180.
325 - غافر (40): 60.
326 - بقره (2): 186.
327 - زمر (39): 53.
328 - روايت ديگر، ده شب ديگر، آن را بخوان و نزد من بيا.
329 - در بحار الاءنوار: حذر.
330 - در بحار الاءنوار: و سبحان الله .
331 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
332 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
333 - در بحار الاءنوار: فانك .
334 - دانشمند گران قدر حضرت استاد حاج شيخ محمد رضا جعفرى دامت بركاته - كه از برجسته ترين چهره هاى صاحب نظر تاريخ در روزگار معاصرند - اين داستان را تدبير خود جناب محمد بن على بن ابى طالب عليه السلام احتمال دادند. بر پايه ى آن ، او مى خواست به هواداران گم راه خويش امامت برادرزاده اش حضرت زين العابدين عليه السلام را ثابت كرده باشد.
335 - در بحار الاءنوار: وعظت .
336 - در بحار الانوار: اءنلت الجميل .
337 - در بحار الاءنوار: و عرفت فاءصررت ثم عرفت فاستغفرت و اءقلعت .
338 - بحار الاءنوار: فكرتى .
339 - در بحار الانوار: مثواه .
340 - در بحار الاءنوار: بغى لى .
341 - در بحار الاءنوار: و انتظار الانتهاز لفريسته .
342 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
343 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
344 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
345 - در بحار الاءنوار: ببشراك فبشرنى .
346 - در بحار الاءنوار: المناقشه .
347 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
348 - از بحار الاءنوار.
349 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
350 - در بحار الاءنوار: مصلين .
351 - در بحار الاءنوار: و ولده .
352 - در بحار الاءنوار: دبرتنى .
353 - در بحار الاءنوار: و قد.
354 - در بحار الاءنوار: و تردنى .
355 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
356 - در بحار الاءنوار: فاكفنى ما اءهمنى من اءمر الدنيا.
357 - در بحار الانوار: و يا جابر.
358 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
359 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
360 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
361 - در بحار الاءنوار: و اءشهد اءن محمدا.
362 - از بحار الاءنوار.
363 - از بحار الاءنوار.
364 - از بحار الاءنوار.
365 - از بحار الاءنوار.
366 - در بحار الاءنوار: لما تحب و ترضى .
367 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
368 - نام هر يك از 400 مجموعه ى حديثى معتبر شيعى از راويان مورد وثوق كه متاءسفانه همه ى آن ها به صورت اوليه در دست نيست ؛ اما بخش شايد عمده اى از آن ها در منابع حديثى حفظ شده است .
369 - ترجمه ى : كارها اءن يتلو الدعاء صحفا.
370 - در بحار الاءنوار: العيون .
371 - در بحار الاءنوار: يا راتق يا فاتق .
372 - در بحار الاءنوار: يا قوى يا غنى .
373 - در بحار الاءنوار: يا مجمل يا محسن .
374 - در بحار الاءنوار: تعلم .
375 - دربحار الاءنوار: اءحرض .
376 - در بحار الاءنوار: ازداد.
377 - در بحار الاءنوار: زل مصرعى و انقطع مساءلتى .
378 - در بحار الاءنوار: لقاء عدوك .
379 - در بحار الاءنوار: و ان .
380 - در بحار الاءنوار: لم تكن .
381 - معادل تقريبى : حبا و كرامه .
382 - از بحار الاءنوار.
383 - در بحار الاءنوار: اءخير.
384 - در بحار الاءنوار: من اءن تغلبه لى .
385 - احتمالا دو راوى اخير جابه جا شده اند.
386 - اين مثل فارسى را به جاى اين مثل عربى آورديم : ((قدم و رجلا و اخر اخرى )) (= يك پا را پيش گذاشته است و پاى ديگر را پس .) علامه ى مجلسى در حاشيه ى خبر چنين توضيح مى دهد: منظور اين است كه او مدتى با محمد بن عبدالله بن الحسن (كه به عنوان نفس زكيه و مهدى بر منصور شوريده بود) همراهى كرده و او را به قيام تشويق كرده بود؛ اما به ظاهر با او همكارى نمى كرد يا ضمن عدم تاييد قيام او، مردم را از ما دور مى ساخت . گويى امام عليه السلام چنين برنامه اى دارد: از محمد دورى مى گزينم ؛ اگر پيروز شود، كار به دست من مى افتد؛ چون پيروان من بسيارند و مردم مى دانند من داناترم و بدين كار شايسته تر. اگر هم شكست خورد، من خود را از كشته شدن رهانيده ام !
(بحار الاءنوار 94:282)
387 - جالب است كه منصور با همه ى دشمنى ، به درستى پيش گويى هاى حضرتش باور قلبى داشت !
388 - اين بخش در بحار الاءنوار نيست .
389 - رك . طبقات اءعلام الشيعه (قرن 5): 184.
390 - اين بخش در بحار الانوار نيست .
391 - در بحار الاءنوار: تعيى .
392 - به نقل تاريخ يعقوبى ، او در دوره ى منصور و هارون عباسى ، به رياست پليس منصوب شد.
393 - احزاب (33): 10.
394 - ترجمه ى : ضيقى تتسعى .
395 - در بحار الاءنوار: بلائه .
396 - مصيصه يا مصيصه شهرى بود معروف در شام .
397 - روز سر بريدن !
398 - در صورتى كه عبارت را مرفقه خز مقاينه بخوانيم و اگر نسخه ى بحار الاءنوار، مرفقه جر مقانيه درست دانسته شود، منسوب به جرامقه است كه گروهى غير عرب بودند و در آغاز دوره ى اسلامى در موصل (واقع در عراق كنونى ) سكنى گزيدند. با توجه به اين كه قين در باب مفاعله يافت نشد، نسخه ى بحار الاءنوار صحيح تر مى نمايد.